burette

[ایالات متحده]/ˈbjuːrɛt/
[بریتانیا]/ˈbʊrɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لوله شیشه‌ای فارغ‌التحصیل شده که در آنالیز شیمیایی برای اندازه‌گیری و تحویل حجم‌های دقیق مایع استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعburettes

عبارات و ترکیب‌ها

burette reading

خواندن برشتگی

burette calibration

کالیبراسیون برشتگی

burette tip

سر برشتگی

burette clamp

گیره برشتگی

burette stand

استند برشتگی

burette fill

پر کردن برشتگی

burette volume

حجم برشتگی

burette adjustment

تنظیم برشتگی

burette usage

نحوه استفاده از برشتگی

burette stopcock

چانه برشتگی

جملات نمونه

the scientist used a burette to measure the liquid accurately.

دانشمند از بورت برای اندازه گیری دقیق مایع استفاده کرد.

make sure the burette is clean before starting the experiment.

مطمئن شوید که قبل از شروع آزمایش، بورت تمیز باشد.

he filled the burette with a titrant solution.

او بورت را با محلول تیتراسیون پر کرد.

the burette should be vertical during the titration process.

در طول فرآیند تیتراسیون، بورت باید عمودی باشد.

carefully read the meniscus level in the burette.

به دقت سطح منیسک را در بورت بخوانید.

we calibrated the burette before the experiment.

ما بورت را قبل از آزمایش کالیبره کردیم.

she adjusted the stopcock on the burette to control the flow.

او شیر بورت را برای کنترل جریان تنظیم کرد.

after the titration, clean the burette with distilled water.

پس از تیتراسیون، بورت را با آب مقطر تمیز کنید.

the burette is essential for accurate titration results.

بورت برای دستیابی به نتایج دقیق تیتراسیون ضروری است.

she noted the initial volume in the burette before starting.

او حجم اولیه را در بورت قبل از شروع یادداشت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید