burgundies and cream
بورگوندی و کرم
burgundy wines
شامپاگن بورگوندی
burgundy color
رنگ بورگوندی
burgundies blend
مخلوط بورگوندی
burgundy region
منطقه بورگوندی
burgundy style
سبک بورگوندی
burgundies selection
انتخاب بورگوندی
burgundy house
خانه بورگوندی
burgundies tasting
چشیدن بورگوندی
burgundy influence
تأثیر بورگوندی
she wore a stunning burgundy dress to the gala.
او یک پوشاک چرمی زیبا را برای گالا پوشید.
the interior designer chose burgundy curtains for the living room.
طراح داخلی پردههای چرمی را برای اتاق نشیمن انتخاب کرد.
we admired the rich burgundy color of the vintage car.
ما رنگ چرمی غنی ماشین کلاسیک را دوست داشتیم.
burgundy wine is known for its full body and complex flavor.
شامپاگن چرمی به خاطر بدن پر و طعم پیچیدهاش معروف است.
the artist used burgundy paint to create a dramatic sunset.
هنرمند از رنگ چرمی برای ایجاد یک غروب دراماتیک استفاده کرد.
he paired his suit with a burgundy tie for a sophisticated look.
او یک شلوار جکت را با یک کش چرمی ترکیب کرد تا یک نگاه پیچیده داشته باشد.
the autumn leaves displayed a range of burgundy and gold hues.
برگهای پاییزی یک طیف از رنگهای چرمی و زر را نشان میدادند.
she blended burgundy lipstick with a touch of gloss.
او لیپ استیک چرمی را با یک لایه از چکش ترکیب کرد.
the rug featured a beautiful burgundy pattern with intricate details.
سجاده یک الگوی زیبای چرمی با جزئیات پیچیده داشت.
the vineyard specialized in producing high-quality burgundy grapes.
این میوهفروشی در تولید گوجههای چرمی با کیفیت بالا متخصص است.
the flowers in the bouquet were primarily burgundy and cream.
گلهای در گله اصلی چرمی و سفید بودند.
burgundies and cream
بورگوندی و کرم
burgundy wines
شامپاگن بورگوندی
burgundy color
رنگ بورگوندی
burgundies blend
مخلوط بورگوندی
burgundy region
منطقه بورگوندی
burgundy style
سبک بورگوندی
burgundies selection
انتخاب بورگوندی
burgundy house
خانه بورگوندی
burgundies tasting
چشیدن بورگوندی
burgundy influence
تأثیر بورگوندی
she wore a stunning burgundy dress to the gala.
او یک پوشاک چرمی زیبا را برای گالا پوشید.
the interior designer chose burgundy curtains for the living room.
طراح داخلی پردههای چرمی را برای اتاق نشیمن انتخاب کرد.
we admired the rich burgundy color of the vintage car.
ما رنگ چرمی غنی ماشین کلاسیک را دوست داشتیم.
burgundy wine is known for its full body and complex flavor.
شامپاگن چرمی به خاطر بدن پر و طعم پیچیدهاش معروف است.
the artist used burgundy paint to create a dramatic sunset.
هنرمند از رنگ چرمی برای ایجاد یک غروب دراماتیک استفاده کرد.
he paired his suit with a burgundy tie for a sophisticated look.
او یک شلوار جکت را با یک کش چرمی ترکیب کرد تا یک نگاه پیچیده داشته باشد.
the autumn leaves displayed a range of burgundy and gold hues.
برگهای پاییزی یک طیف از رنگهای چرمی و زر را نشان میدادند.
she blended burgundy lipstick with a touch of gloss.
او لیپ استیک چرمی را با یک لایه از چکش ترکیب کرد.
the rug featured a beautiful burgundy pattern with intricate details.
سجاده یک الگوی زیبای چرمی با جزئیات پیچیده داشت.
the vineyard specialized in producing high-quality burgundy grapes.
این میوهفروشی در تولید گوجههای چرمی با کیفیت بالا متخصص است.
the flowers in the bouquet were primarily burgundy and cream.
گلهای در گله اصلی چرمی و سفید بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید