burrito

[ایالات متحده]/bʊˈrɪtoʊ/
[بریتانیا]/bur-ee-toh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تورتیا بزرگ آردی پر شده با گوشت، لوبیا، پنیر و سایر مواد.
Word Forms
جمعburritos

عبارات و ترکیب‌ها

chicken burrito

برکتوی مرغ

beef burrito

برکتوی گوشت گاو

vegetarian burrito

برکتوی گیاهی

spicy burrito

برکتوی تند

burrito bowl

ظرف برکتو

breakfast burrito

برکتوی صبحانه

burrito wrap

پیاده‌سازی برکتو

pork burrito

برکتوی گوشت خوک

burrito platter

سینی برکتو

burrito sauce

سس برکتو

جملات نمونه

i love to eat a spicy burrito for lunch.

من عاشق خوردن یک بوریتوی تند برای ناهار هستم.

she ordered a vegetarian burrito at the restaurant.

او یک بوریتوی گیاهی در رستوران سفارش داد.

can you make a burrito with extra guacamole?

می‌توانید یک بوریتو با آووکادو بیشتر درست کنید؟

he wrapped the burrito tightly before serving it.

او قبل از سرو آن بوریتو را به طور محکم بست.

they enjoyed a burrito picnic in the park.

آنها از پیک نیک بوریتو در پارک لذت بردند.

my favorite burrito has rice, beans, and cheese.

برایتوی مورد علاقه من برنج، لوبیا و پنیر دارد.

we should try making homemade burritos this weekend.

ما باید سعی کنیم این آخر هفته بوریتوهای خانگی درست کنیم.

the burrito was so big that i couldn't finish it.

بوریتو آنقدر بزرگ بود که نتوانستم آن را تمام کنم.

he added salsa to his burrito for extra flavor.

او برای طعم بیشتر سس سالسا به بوریتوی خود اضافه کرد.

they serve the best burrito in town.

آنها بهترین بوریتو را در شهر سرو می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید