caddie

[ایالات متحده]/'kædɪ/
[بریتانیا]/'kædi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به عنوان یک کیسه‌بر عمل کردن
n. یک کیسه‌بر
Word Forms
زمان گذشتهcaddied
قسمت سوم فعلcaddied
صفت یا فعل حال استمراریcaddying
شکل سوم شخص مفردcaddies
جمعcaddies

عبارات و ترکیب‌ها

golf caddie

عامل گلف

professional caddie

عامل گلف حرفه‌ای

جملات نمونه

the caddie was working out yardages from tee to green.

گاندي مسافت‌ها را از تيه تا سبز محاسبه مي‌کرد.

The golfer hired a caddie to carry his clubs.

بازیکن گلف یک گاندي استخدام کرد تا چوب‌هایش را حمل کند.

The caddie provided valuable advice on club selection.

گاندي مشاوره ارزشمندی در مورد انتخاب چوب ارائه داد.

The caddie handed the golfer the putter for the final hole.

گاندي پاتر را برای سوراخ آخر به بازیکن گلف داد.

She worked as a caddie during the summer to earn extra money.

او در طول تابستان به عنوان گاندي کار کرد تا پول بیشتری به دست آورد.

The caddie carried the heavy bag of clubs effortlessly.

گاندي به راحتی کیف سنگین چوب‌ها را حمل کرد.

The caddie's knowledge of the course helped the golfer improve his game.

دانش گاندي از زمین به بازیکن گلف کمک کرد تا بازی خود را بهبود بخشد.

The caddie politely offered to clean the golfer's clubs after the round.

گاندي مودبانه پیشنهاد کرد که چوب‌های بازیکن گلف را بعد از دور تمیز کند.

The caddie carried a water bottle to keep the golfer hydrated during the game.

گاندي یک بطری آب حمل کرد تا بازیکن گلف در طول بازی هیدراته بماند.

The golfer and his caddie discussed strategy before teeing off.

بازیکن گلف و گاندي قبل از شروع بازی استراتژی را مورد بحث قرار دادند.

The caddie's encouragement motivated the golfer to perform better on the course.

تشویق گاندي باعث شد بازیکن گلف در زمین بهتر عمل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید