calamari

[ایالات متحده]/kəˈlɑːmɑːri/
[بریتانیا]/kuh-lə-MAR-ee/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالاماری سرخ شده یا تهیه شده، که اغلب به عنوان پیش‌غذا سرو می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fried calamari

صدف سرخ شده

calamari rings

حلقه‌های صدف

grilled calamari

صدف گریل شده

calamari salad

سالاد صدف

spicy calamari

صدف تند

calamari appetizer

پیش غذای صدف

calamari dish

غذا با صدف

calamari tacos

تاکو صدف

calamari platter

سینی صدف

calamari skewers

سیخ‌های صدف

جملات نمونه

we ordered calamari as an appetizer.

ما کالاماری را به عنوان پیش‌غذای سفارش دادیم.

calamari is a popular dish in mediterranean cuisine.

کالاماری یک غذای محبوب در آشپزی مدیترانه ای است.

she loves fried calamari with marinara sauce.

او عاشق کالاماری سرخ شده با سس مارینارا است.

calamari rings are often served with lemon wedges.

حلقه‌های کالاماری اغلب با لیمو سرو می‌شوند.

we tried grilled calamari at the beach restaurant.

ما کالاماری گریل شده را در رستوران ساحلی امتحان کردیم.

calamari can be a great source of protein.

کالاماری می‌تواند منبع خوبی از پروتئین باشد.

she dipped her calamari in garlic aioli.

او کالاماری خود را در سس آلیو سیر فرو برد.

many people enjoy calamari at seafood festivals.

بسیاری از مردم از خوردن کالاماری در جشنواره های غذاهای دریایی لذت می برند.

calamari can be prepared in various ways.

کالاماری را می توان به روش های مختلف تهیه کرد.

he ordered calamari and a glass of white wine.

او کالاماری و یک لیوان شراب سفید سفارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید