calcaneus

[ایالات متحده]/ˈkæl.keɪ.nəs/
[بریتانیا]/kal-ˈkeɪ-nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استخوان پاشنه در انسان‌ها و سایر پستانداران
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

calcaneus fracture

شکستگی کالکانئوس

calcaneus pain

درد کالکانئوس

calcaneus injury

آسیب کالکانئوس

calcaneus heel

پاشنه کالکانئوس

calcaneus bone

استخوان کالکانئوس

calcaneus alignment

تراز کالکانئوس

calcaneus stress

استرس کالکانئوس

calcaneus surgery

جراحی کالکانئوس

calcaneus x-ray

عکسبرداری با اشعه ایکس از کالکانئوس

calcaneus support

حمایت از کالکانئوس

جملات نمونه

the calcaneus is the largest bone in the foot.

کالکانئوس بزرگترین استخوان در پا است.

injuries to the calcaneus can be quite painful.

آسیب به کالکانئوس می تواند بسیار دردناک باشد.

doctors often examine the calcaneus for fractures.

پزشکان اغلب برای بررسی شکستگی ها، کالکانئوس را معاینه می کنند.

calcaneus pain can affect your ability to walk.

درد کالکانئوس می تواند بر توانایی شما در راه رفتن تأثیر بگذارد.

physical therapy can help with calcaneus injuries.

فیزیوتراپی می تواند به درمان آسیب های کالکانئوس کمک کند.

calcaneus is essential for proper foot function.

کالکانئوس برای عملکرد صحیح پا ضروری است.

many athletes suffer from calcaneus-related issues.

بسیاری از ورزشکاران از مشکلات مربوط به کالکانئوس رنج می برند.

calcaneus alignment is crucial for balance.

تراز کالکانئوس برای حفظ تعادل بسیار مهم است.

imaging studies can reveal calcaneus abnormalities.

مطالعات تصویربرداری می توانند ناهنجاری های کالکانئوس را نشان دهند.

the calcaneus connects the heel to the rest of the foot.

کالکانئوس پاشنه را به بقیه پا متصل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید