calumny

[ایالات متحده]/ˈkæləmni/
[بریتانیا]/ˈkæləmni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افترا، تهمت، نشر اکاذیب
Word Forms
جمعcalumnies

جملات نمونه

Calumny require no proof.

اتهام دروغ نیاز به اثبات ندارد.

Calumny is answered best with silence.

بهترین پاسخ به افترا سکوت است.

aspersion, calumny, defame, denigrate, discredit, libel, malign, slander, slur, stigmatise, traduce, vilify.

توهین، افترا، بدنام کردن، تحقیر، بی‌اعتبار کردن، افتراپراکنی، بدگویی، تهمت، لکه، انگ زدن، بدنام کردن، تحقیر کردن.

5.On abuse, on reproach, on calumny, it is easy to smile; but painful indeed, is the panegyric of those we contemn.

5. در برابر توهین، سرزنش و افترا، لبخند زدن آسان است؛ اما ستایش کسانی که تحقیر می‌کنیم، واقعاً دردناک است.

accuse someone of calumny

کسی را به افترا متهم کردن

defend oneself against calumny

دفاع از خود در برابر افترا

calumny against a political opponent

افترا علیه یک حریف سیاسی

respond to calumny with evidence

پاسخ به افترا با ارائه مدارک

the victim of calumny

قربانی افترا

calumny in the workplace

افترا در محیط کار

stop the spread of calumny

جلوگیری از انتشار افترا

calumny can damage reputations

افترا می‌تواند به شهرت آسیب برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید