camcorder

[ایالات متحده]/ˈkæmkɔ:də/
[بریتانیا]/'kæm'kɔrdɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه قابل حمل برای ضبط ویدئو.
Word Forms

جملات نمونه

aim the camcorder at some suitable object.

دوربین فیلمبرداری را به سمت یک شی مناسب بچرخانید.

a camcorder in automatic mode .

یک دوربین فیلمبرداری در حالت خودکار.

camcorders are now so simple to operate.

دوربین‌های فیلمبرداری امروزه به آسانی قابل استفاده هستند.

the camcorder failed for the third time.

دوربین فیلمبرداری برای بار سوم خراب شد.

all four prototype camcorders used special tapes and were incompatible with each other.

تمام چهار دوربین فیلمبرداری نمونه اولیه از نوار‌های خاص استفاده می‌کردند و با یکدیگر سازگار نبودند.

The arrival of a new camcorder is a red-letter day in the life of any household.

ورود یک دوربین فیلمبرداری جدید، روزی سرنوشت‌ساز در زندگی هر خانواده است.

"Mastering the Sony PMW-EX3" is the easiest way to learn both the fundamentals and advanced features of the new Sony EX3 camcorder and its state-of-the-art tapeless workflow.

"تسلط بر Sony PMW-EX3" آسان‌ترین راه برای یادگیری اصول و ویژگی‌های پیشرفته دوربین فیلمبرداری جدید Sony EX3 و گردش کار بدون نوار آن است.

نمونه‌های واقعی

True nostalgics will want to bring a camcorder to tape the experience.

افراد دلباخته‌ی واقعی می‌خواهند یک دوربین فیلمبرداری به همراه داشته باشند تا این تجربه را ضبط کنند.

منبع: CNN 10 Summer Special

Honey, do you know where the batteries for this camcorder are?

عزیزم، می‌دونی باتری‌های این دوربین فیلمبرداری کجاست؟

منبع: Home Alone 2: Lost in New York

Yeah, that's right. It was in a forest. And the whole thing was done with a camcorder. A hand held camcorder.

بله، درست است. این در یک جنگل بود. و تمام آن کارها با یک دوربین فیلمبرداری انجام شد. یک دوربین فیلمبرداری دستی.

منبع: American English dialogue

Grab your camcorder, and let's go.

دوربین فیلمبرداری‌ات را بردار و بریم.

منبع: 2012 ESLPod

And welcome them to our fine city by confiscating their camcorders.

و با ضبط کردن دوربین‌های فیلمبرداری‌شان به شهر خوب ما خوش آمد بگویید.

منبع: Cat and Mouse Game Season 2

We only had $500, and that was nowhere near enough to buy a new camcorder.

ما فقط ۵۰۰ دلار داشتیم و این به هیچ وجه برای خرید یک دوربین فیلمبرداری جدید کافی نبود.

منبع: Langman OCLM-01 words

The new camcorders were withdrawn after consumers failed to bite.

دوربین‌های فیلمبرداری جدید پس از اینکه مصرف‌کنندگان استقبال نکردند، از بازار خارج شدند.

منبع: Langman OCLM-01 words

I better go, charge the camcorder. I'm kidding. Come on. Who are you talking to?

بهتره برم، دوربین فیلمبرداری رو شارژ کنم. شوخی کردم. بیا بریم. با کی حرف می‌زنی؟

منبع: Modern Family Season 1

He used a camcorder and drove around the streets around the Google office and brought this back for the engineers to play with.

از یک دوربین فیلمبرداری استفاده کرد و در خیابان‌های اطراف دفتر گوگل رانندگی کرد و این را برای مهندسان آورد تا با آن بازی کنند.

منبع: Connection Magazine

As a teenage protester, NYPD camcorders shoved in my face, I saw surveillance as a threat, and people thought my fears were something out of science fiction.

من به عنوان یک معترض نوجوان، دوربین‌های فیلمبرداری پلیس نیویورک را به صورتم فشار دادند، نظارت را به عنوان یک تهدید دیدم و مردم فکر می‌کردند ترس‌های من چیزی شبیه به داستان علمی تخیلی است.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید