canteen

[ایالات متحده]/kænˈtiːn/
[بریتانیا]/kænˈtiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناهارخوری؛ بطری آب، ظرف آب
Word Forms
جمعcanteens

جملات نمونه

At work we can smoke in the canteen, but not on the job.

در محل کار می‌توانیم در محل استراحت سیگار بکشیم، اما در حین کار نمی‌توانیم.

The canteen was decked out with Christmas decorations.

محل استراحت با تزئینات کریسمس تزئین شده بود.

Partitions provided a segregation between the smoking and non-smoking areas of the canteen.

دیوارها جدایی بین مناطق سیگار کشیدن و غیر سیگار کشیدن محل استراحت را فراهم کردند.

I usually eat lunch in the canteen at work.

من معمولاً در محل کار در محل استراحت ناهار می‌خورم.

The canteen serves a variety of delicious food options.

محل استراحت انواع گزینه های غذایی خوشمزه ارائه می دهد.

Students gather in the canteen during lunch break.

دانشجویان در زمان استراحت ناهار در محل استراحت جمع می شوند.

The canteen staff are friendly and helpful.

پرسنل محل استراحت دوستانه و مفید هستند.

I need to grab a quick snack from the canteen.

من باید یک میان وعده سریع از محل استراحت بگیرم.

The canteen is closed on weekends.

محل استراحت در آخر هفته ها تعطیل است.

The canteen is located on the ground floor.

محل استراحت در طبقه همکف قرار دارد.

We decided to meet at the canteen for lunch.

ما تصمیم گرفتیم برای ناهار در محل استراحت ملاقات کنیم.

The canteen offers vegetarian options for those who don't eat meat.

محل استراحت گزینه های گیاهی را برای کسانی که گوشت نمی خورند ارائه می دهد.

I forgot my wallet, so I couldn't buy anything from the canteen.

من کیف پولم را فراموش کردم، بنابراین نمی توانستم چیزی از محل استراحت بخرم.

نمونه‌های واقعی

Kind of like an ancient canteen.

تا حدودی شبیه یک آذربای قدیمی.

منبع: One Hundred Thousand Whys

And Cub's parents will find the canteen and know we're looking for them.

و والدین کاپ می‌دانند که ما به دنبال آنها هستیم.

منبع: L1 Little Bear's Adventures

Little Bear, why don't you go down to the stream and fill the canteen?

خرس کوچک، چرا نمی‌روی به جریان و آذربای را پر کنی؟

منبع: L1 Little Bear's Adventures

There's a heavily subsidised canteen on site where you can get hot meals or salads cheaply.

در محل یک آذربای با یارانه دولتی وجود دارد که می‌توانید غذاهای گرم یا سالاد را ارزان تهیه کنید.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

I put it in your canteen, Little Bear.

من آن را در آذربای شما گذاشتم، خرس کوچک.

منبع: L1 Little Bear's Adventures

The nearby community canteen is a perfect solution.

آذربای اجتماعی نزدیک، یک راه حل عالی است.

منبع: Intermediate English short passage

Public canteens offer lunches for just over a dollar.

آذربای‌های عمومی ناهار را به قیمت کمی بیشتر از یک دلار ارائه می‌دهند.

منبع: VOA Standard English_Europe

A lot of students moaned about the food served in the canteen.

بسیاری از دانش آموزان در مورد غذای ارائه شده در آذربا شکایت کردند.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

Yes, let's start with the canteen.

بله، بیایید با آذربا شروع کنیم.

منبع: BEC Preliminary Listening Test Papers (Volume 5)

Give that man a job here, maybe in the BBC canteen!

به آن مرد اینجا شغلی بده، شاید در آذربای بی‌بی‌سی!

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید