capacities

[ایالات متحده]/kəˈpæs.ɪ.tiːz/
[بریتانیا]/kəˈpæs.ɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی انجام چیزی یا نگه داشتن چیزی؛ استعدادها یا مهارت‌های طبیعی؛ قدرت تولیدی یک سیستم یا سازمان.

عبارات و ترکیب‌ها

limited capacities

ظرفیت‌های محدود

full capacities

ظرفیت‌های کامل

varied capacities

ظرفیت‌های متنوع

human capacities

ظرفیت‌های انسانی

maximum capacities

ظرفیت‌های حداکثر

available capacities

ظرفیت‌های موجود

operational capacities

ظرفیت‌های عملیاتی

technical capacities

ظرفیت‌های فنی

potential capacities

ظرفیت‌های بالقوه

cognitive capacities

ظرفیت‌های شناختی

جملات نمونه

she has great capacities for leadership.

او دارای ظرفیت‌های رهبری عالی است.

we need to assess the team's capacities.

ما نیاز داریم ظرفیت‌های تیم را ارزیابی کنیم.

his capacities for learning languages are impressive.

ظرفیت‌های او برای یادگیری زبان‌ها قابل توجه است.

the project requires different capacities from each member.

این پروژه نیازمند ظرفیت‌های متفاوت از هر یک از اعضا است.

they are exploring the capacities of renewable energy.

آنها در حال بررسی ظرفیت‌های انرژی‌های تجدیدپذیر هستند.

her artistic capacities were recognized early on.

ظرفیت‌های هنری او از همان ابتدا مورد توجه قرار گرفت.

the training program enhances the participants' capacities.

برنامه آموزشی ظرفیت‌های شرکت‌کنندگان را افزایش می‌دهد.

understanding our own capacities is crucial for success.

درک ظرفیت‌های خود برای موفقیت بسیار مهم است.

different roles require different capacities.

نقش‌های مختلف به ظرفیت‌های مختلف نیاز دارند.

she demonstrated her capacities during the competition.

او ظرفیت‌های خود را در طول مسابقه نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید