capital-intensive

[ایالات متحده]/[ˈkæpɪtl ɪnˈtɛsɪv]/
[بریتانیا]/[ˈkæpɪtəl ɪnˈtɛsɪv]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نیاز به سرمایه‌گذاری زیاد نسبت به هزینه‌های کارگری دارد؛ مربوط به یا ویژگی صنایعی که سرمایه‌گذاری زیادی نیاز دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

capital-intensive industry

صنعت مصرف‌کننده سرمایه

highly capital-intensive

خیلی مصرف‌کننده سرمایه

capital-intensive sector

بخش مصرف‌کننده سرمایه

becoming capital-intensive

در حال شدن مصرف‌کننده سرمایه

capital-intensive process

فرآیند مصرف‌کننده سرمایه

capital-intensive business

کسب و کار مصرف‌کننده سرمایه

capital-intensive project

پروژه مصرف‌کننده سرمایه

was capital-intensive

مصرف‌کننده سرمایه بود

capital-intensive nature

طبیعت مصرف‌کننده سرمایه

inherently capital-intensive

به طور ذاتی مصرف‌کننده سرمایه

جملات نمونه

the semiconductor industry is highly capital-intensive, requiring massive investments in equipment.

صنعت نیم‌رسانا به شدت نیروی مالی نیازمند است و نیاز به سرمایه‌گذاری‌های گسترده در تجهیزات دارد.

capital-intensive businesses often face challenges securing financing for expansion.

شرکت‌های نیروی مالی نیازمند معمولاً با چالش‌هایی در امنیت مالی برای گسترش مواجه می‌شوند.

manufacturing is a classic example of a capital-intensive industry.

تولید یک نمونه کلاسیک از یک صنعت نیروی مالی نیازمند است.

the airline industry is capital-intensive due to the cost of aircraft.

صنعت هوانوردی به دلیل هزینه هواپیماها نیروی مالی نیازمند است.

they invested heavily in a new, capital-intensive production facility.

آنها به طور گسترده در یک واحد تولید جدید که نیروی مالی نیازمند است سرمایه گذاری کردند.

the company's capital-intensive nature necessitates careful financial planning.

طبیعت نیروی مالی نیازمند شرکت نیاز به برنامه‌ریزی مالی دقیق دارد.

power plants are inherently capital-intensive projects with long lead times.

پست‌های توان به طور ذاتی پروژه‌های نیروی مالی نیازمند با زمان تاخیر طولانی هستند.

the steel industry is a particularly capital-intensive sector of the economy.

صنعت فولاد یک بخش خاصاً نیروی مالی نیازمند اقتصاد است.

despite being capital-intensive, the industry offers significant returns on investment.

هر چند نیروی مالی نیازمند است، این صنعت بازدهی معنی‌داری را ارائه می‌دهد.

the company's capital-intensive strategy focused on automation and efficiency.

استراتژی نیروی مالی نیازمند شرکت بر روی خودکارسازی و کارایی متمرکز بود.

telecommunications infrastructure is a significant capital-intensive investment.

بنیادنامه ارتباطات یک سرمایه‌گذاری نیروی مالی نیازمند مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید