carburetor

[ایالات متحده]/ˈkɑːbjuːˌreɪtər/
[بریتانیا]/kar-byu-ray-ter/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که هوا و سوخت را در یک موتور احتراق داخلی مخلوط می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

carburetor adjustment

تنظیم کاربراتور

carburetor cleaner

پاک‌کننده کاربراتور

carburetor rebuild

بازسازی کاربراتور

carburetor tuning

تنظیم کاربراتور

carburetor problem

مشکل کاربراتور

carburetor kit

کیت کاربراتور

carburetor leak

نشت کاربراتور

carburetor float

سطل کاربراتور

carburetor setting

تنظیم کاربراتور

carburetor gasket

واشر کاربراتور

جملات نمونه

the mechanic cleaned the carburetor to improve engine performance.

مکانیک کاربراتور را برای بهبود عملکرد موتور تمیز کرد.

a faulty carburetor can cause the engine to stall.

یک کاربراتور معیوب می‌تواند باعث شود موتور متوقف شود.

he replaced the old carburetor with a new one.

او کاربراتور قدیمی را با یک کاربراتور جدید جایگزین کرد.

the carburetor adjustment improved fuel efficiency.

تنظیم کاربراتور باعث بهبود راندمان سوخت شد.

regular maintenance of the carburetor is essential.

نگهداری منظم کاربراتور ضروری است.

she learned how to rebuild a carburetor from scratch.

او یاد گرفت که چگونه یک کاربراتور را از ابتدا دوباره بسازد.

he diagnosed the problem as a clogged carburetor.

او مشکل را به عنوان یک کاربراتور مسدود شده تشخیص داد.

the carburetor controls the air-fuel mixture in the engine.

کاربراتور مخلوط هوا و سوخت را در موتور کنترل می‌کند.

adjusting the carburetor can enhance the vehicle's performance.

تنظیم کاربراتور می‌تواند عملکرد خودرو را بهبود بخشد.

he bought a high-performance carburetor for his car.

او یک کاربراتور با کارایی بالا برای ماشینش خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید