cardiomyopathy

[ایالات متحده]/ˌkɑːrdɪˈɒm.əθrɒ.pi/
[بریتانیا]/kar-dee-ə-math-ə-pee/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیماری عضله قلب که باعث می‌شود پمپاژ خون توسط قلب سخت‌تر شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

cardiomyopathy diagnosis

تشخیص کاردیومیوپاتی

cardiomyopathy treatment

درمان کاردیومیوپاتی

cardiomyopathy symptoms

علائم کاردیومیوپاتی

cardiomyopathy causes

علت‌های کاردیومیوپاتی

cardiomyopathy management

مدیریت کاردیومیوپاتی

cardiomyopathy types

انواع کاردیومیوپاتی

cardiomyopathy risk

خطر کاردیومیوپاتی

cardiomyopathy research

تحقیقات کاردیومیوپاتی

cardiomyopathy prevalence

شیوع کاردیومیوپاتی

cardiomyopathy prognosis

پیش‌آگهی کاردیومیوپاتی

جملات نمونه

cardiomyopathy can lead to heart failure.

کاردیومیوپاتی می‌تواند منجر به نارسایی قلبی شود.

patients with cardiomyopathy often experience fatigue.

بیماران مبتلا به کاردیومیوپاتی اغلب خستگی را تجربه می‌کنند.

there are different types of cardiomyopathy.

انواع مختلفی از کاردیومیوپاتی وجود دارد.

cardiomyopathy is diagnosed through various tests.

کاردیومیوپاتی از طریق آزمایش‌های مختلف تشخیص داده می‌شود.

genetic factors can contribute to cardiomyopathy.

عوامل ژنتیکی می‌توانند به کاردیومیوپاتی کمک کنند.

early detection of cardiomyopathy is crucial.

تشخیص زودهنگام کاردیومیوپاتی بسیار مهم است.

symptoms of cardiomyopathy may include shortness of breath.

علائم کاردیومیوپاتی ممکن است شامل تنگی نفس باشد.

treatment options for cardiomyopathy vary by type.

گزینه‌های درمانی برای کاردیومیوپاتی بر اساس نوع متفاوت است.

cardiomyopathy can affect people of all ages.

کاردیومیوپاتی می‌تواند افراد در هر سنی را تحت تأثیر قرار دهد.

regular check-ups are important for those with cardiomyopathy.

معاینات منظم برای افراد مبتلا به کاردیومیوپاتی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید