caregiver

[ایالات متحده]/ˈkeɪrˌɡiːvər/
[بریتانیا]/ˈkɛrˌɡiːvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که مراقبت از کسی را فراهم می‌کند، معمولاً یک فرد سالخورده یا معلول.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

primary caregiver

مراقبت‌گر اصلی

family caregiver

مراقبت‌گر خانوادگی

professional caregiver

مراقبت‌گر حرفه‌ای

caregiver support

حمایت از مراقبت‌گر

caregiver role

نقش مراقبت‌گر

caregiver training

آموزش مراقبت‌گر

caregiver stress

استرس مراقبت‌گر

caregiver resources

منابع مراقبت‌گر

caregiver duties

وظایف مراقبت‌گر

caregiver benefits

مزایای مراقبت‌گر

جملات نمونه

the caregiver provides essential support for the elderly.

مراقبت‌کننده از حمایت‌های اساسی برای افراد مسن ارائه می‌کند.

being a caregiver can be both rewarding and challenging.

مراقبت کردن می‌تواند هم پاداش‌دهنده و هم چالش‌برانگیز باشد.

a caregiver often develops a close bond with their patient.

یک مراقبت‌کننده اغلب یک پیوند نزدیک با بیمار خود ایجاد می‌کند.

caregivers need to practice self-care to avoid burnout.

مراقبت‌کنندگان باید برای جلوگیری از فرسودگی، خودمراقبتی را تمرین کنند.

the caregiver's role is crucial in the recovery process.

نقش مراقبت‌کننده در فرآیند بهبودی بسیار مهم است.

many families rely on a caregiver for daily assistance.

خانواده‌های زیادی برای کمک روزانه به یک مراقبت‌کننده متکی هستند.

training programs are available for aspiring caregivers.

برنامه‌های آموزشی برای مراقبت‌کنندگان آینده‌دار در دسترس است.

caregivers often face emotional and physical demands.

مراقبت‌کنندگان اغلب با خواسته‌های عاطفی و جسمی روبرو هستند.

support groups can help caregivers share their experiences.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به مراقبت‌کنندگان کمک کنند تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.

a good caregiver is patient and compassionate.

یک مراقبت‌کننده خوب صبور و دلسوز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید