| جمع | carpuss |
carpus fracture
شکستگی مچ دست
carpus joint
مفصل مچ دست
carpus pain
درد مچ دست
carpus syndrome
سندرم مچ دست
carpus injury
آسیب مچ دست
carpus motion
حرکت مچ دست
carpus alignment
تراز مچ دست
carpus mobility
تحرک مچ دست
carpus examination
معاینه مچ دست
carpus stability
پایداری مچ دست
the carpus consists of eight small bones.
مچ دست از هشت استخوان کوچک تشکیل شده است.
injuries to the carpus can be quite painful.
آسیب به مچ دست میتواند بسیار دردناک باشد.
the doctor examined the carpus for any fractures.
پزشک مچ دست را برای بررسی شکستگی معاینه کرد.
wrist exercises can improve carpus flexibility.
تمرینات مچ دست میتوانند انعطافپذیری مچ دست را بهبود بخشند.
carpus injuries are common in athletes.
آسیبهای مچ دست در ورزشکاران شایع است.
she felt a sharp pain in her carpus while lifting weights.
او در حین بلند کردن وزنه، درد شدیدی در مچ دست خود احساس کرد.
understanding the anatomy of the carpus is essential for treatment.
درک آناتومی مچ دست برای درمان ضروری است.
he has a condition affecting his carpus and wrist.
او وضعیتی دارد که مچ دست و مچ دست او را تحت تأثیر قرار داده است.
physical therapy can help rehabilitate the carpus.
فیزیوتراپی میتواند به توانبخشی مچ دست کمک کند.
she wore a brace to support her injured carpus.
او از یک بریس برای حمایت از مچ دست آسیبدیده خود استفاده کرد.
carpus fracture
شکستگی مچ دست
carpus joint
مفصل مچ دست
carpus pain
درد مچ دست
carpus syndrome
سندرم مچ دست
carpus injury
آسیب مچ دست
carpus motion
حرکت مچ دست
carpus alignment
تراز مچ دست
carpus mobility
تحرک مچ دست
carpus examination
معاینه مچ دست
carpus stability
پایداری مچ دست
the carpus consists of eight small bones.
مچ دست از هشت استخوان کوچک تشکیل شده است.
injuries to the carpus can be quite painful.
آسیب به مچ دست میتواند بسیار دردناک باشد.
the doctor examined the carpus for any fractures.
پزشک مچ دست را برای بررسی شکستگی معاینه کرد.
wrist exercises can improve carpus flexibility.
تمرینات مچ دست میتوانند انعطافپذیری مچ دست را بهبود بخشند.
carpus injuries are common in athletes.
آسیبهای مچ دست در ورزشکاران شایع است.
she felt a sharp pain in her carpus while lifting weights.
او در حین بلند کردن وزنه، درد شدیدی در مچ دست خود احساس کرد.
understanding the anatomy of the carpus is essential for treatment.
درک آناتومی مچ دست برای درمان ضروری است.
he has a condition affecting his carpus and wrist.
او وضعیتی دارد که مچ دست و مچ دست او را تحت تأثیر قرار داده است.
physical therapy can help rehabilitate the carpus.
فیزیوتراپی میتواند به توانبخشی مچ دست کمک کند.
she wore a brace to support her injured carpus.
او از یک بریس برای حمایت از مچ دست آسیبدیده خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید