carpus

[ایالات متحده]/ˈkɑːr.pəs/
[بریتانیا]/ˈkɑːr.pəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از دست بین مچ و استخوان‌های متاکارپ؛ مچ دست.
Word Forms
جمعcarpuss

عبارات و ترکیب‌ها

carpus fracture

شکستگی مچ دست

carpus joint

مفصل مچ دست

carpus pain

درد مچ دست

carpus syndrome

سندرم مچ دست

carpus injury

آسیب مچ دست

carpus motion

حرکت مچ دست

carpus alignment

تراز مچ دست

carpus mobility

تحرک مچ دست

carpus examination

معاینه مچ دست

carpus stability

پایداری مچ دست

جملات نمونه

the carpus consists of eight small bones.

مچ دست از هشت استخوان کوچک تشکیل شده است.

injuries to the carpus can be quite painful.

آسیب به مچ دست می‌تواند بسیار دردناک باشد.

the doctor examined the carpus for any fractures.

پزشک مچ دست را برای بررسی شکستگی معاینه کرد.

wrist exercises can improve carpus flexibility.

تمرینات مچ دست می‌توانند انعطاف‌پذیری مچ دست را بهبود بخشند.

carpus injuries are common in athletes.

آسیب‌های مچ دست در ورزشکاران شایع است.

she felt a sharp pain in her carpus while lifting weights.

او در حین بلند کردن وزنه، درد شدیدی در مچ دست خود احساس کرد.

understanding the anatomy of the carpus is essential for treatment.

درک آناتومی مچ دست برای درمان ضروری است.

he has a condition affecting his carpus and wrist.

او وضعیتی دارد که مچ دست و مچ دست او را تحت تأثیر قرار داده است.

physical therapy can help rehabilitate the carpus.

فیزیوتراپی می‌تواند به توان‌بخشی مچ دست کمک کند.

she wore a brace to support her injured carpus.

او از یک بریس برای حمایت از مچ دست آسیب‌دیده خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید