carrots

[ایالات متحده]/ˈkærəts/
[بریتانیا]/ˈkærəts/

ترجمه

n. هویج‌ها (چندم)

عبارات و ترکیب‌ها

carrots and peas

هویج و نخود فرنگی

eating carrots

خوردن هویج

carrots grow

هویج رشد می‌کند

love carrots

عشق به هویج

boiled carrots

هویج آب پز

carrots juice

آب هویج

fresh carrots

هویج تازه

carrot cake

کیک هویج

grate carrots

رنده کردن هویج

carrots cost

قیمت هویج

جملات نمونه

my toddler loves to eat raw carrots as a snack.

کودک خردسالم عاشق خوردن هویج خام به عنوان میان وعده است.

we bought a bag of carrots at the farmer's market.

ما یک کیسه هویج از بازار کشاورزان خریدیم.

she peeled and chopped the carrots for the soup.

او پوست هویج‌ها را گرفت و برای سوپ خرد کرد.

carrots are a good source of beta-carotene and vitamin a.

هویج منبع خوبی از بتا کاروتن و ویتامین A است.

the rabbit happily munched on a carrot.

خرگوش با خوشحالی یک هویج را خورد.

he planted carrot seeds in the garden last spring.

او در بهار گذشته بذر هویج را در باغ کاشت.

she made a delicious carrot cake for dessert.

او یک کیک هویج خوشمزه برای دسر درست کرد.

the car was orange, like a giant carrot.

ماشین نارنجی بود، مثل یک هویج بزرگ.

we harvested a large crop of carrots this year.

ما امسال یک محصول بزرگ هویج برداشتیم.

he grated carrots to add to the salad.

او هویج‌ها را رنده کرد تا به سالاد اضافه کند.

the recipe called for two cups of chopped carrots.

دستور غذا خواستار دو پیمانه هویج خرد شده بود.

she roasted carrots with rosemary and garlic.

او هویج‌ها را با رزماری و سیر کباب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید