cashews

[ایالات متحده]/ˈkæʃəʊz/
[بریتانیا]/ˈkæs.həʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بادام هندی، دانه‌های خوراکی درخت بادام هندی.

عبارات و ترکیب‌ها

roasted cashews

کاجو برشته

cashew nuts

آجیل کاج

cashew butter

كره كاچو

spiced cashews

کاجوی تند

cashew milk

شیر کاج

cashew cheese

پنیر کاج

cashew cream

خامه کاج

cashew salad

سالاد کاج

cashew curry

کاري کاج

cashew snack

میان وعده کاج

جملات نمونه

i love snacking on cashews during movie nights.

من عاشق خوردن کاشوی در شب‌های تماشای فیلم هستم.

cashews are a great source of healthy fats.

کاشوها منبع خوبی از چربی‌های سالم هستند.

she added cashews to the stir-fry for extra crunch.

او برای داشتن تردی بیشتر، کاشو را به سرخ‌کردنی اضافه کرد.

he prefers cashews over other nuts.

او ترجیح می‌دهد کاشو را نسبت به سایر آجیل‌ها انتخاب کند.

cashews can be used to make delicious vegan cheese.

می‌توان از کاشو برای تهیه پنیر وگان خوشمزه استفاده کرد.

she sprinkled cashews on her salad for added flavor.

او برای داشتن طعم بیشتر، کاشو را روی سالادش پاشید.

cashews can be roasted for a richer taste.

می‌توان کاشو را برای داشتن طعم غنی‌تر، تست کرد.

the recipe calls for cashews as a key ingredient.

دستور غذا از کاشو به عنوان یک ماده اصلی استفاده می‌کند.

cashews can be blended into smoothies for creaminess.

می‌توان کاشو را در اسموتی‌ها مخلوط کرد تا بافت خامه‌ای ایجاد شود.

he enjoys cashews as a healthy alternative to chips.

او از خوردن کاشو به عنوان جایگزینی سالم برای چیپس‌ها لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید