cataplexy attack
حمله کاتاپلکسی
cataplexy symptoms
علائم کاتاپلکسی
cataplexy treatment
درمان کاتاپلکسی
cataplexy episodes
حالتهای کاتاپلکسی
cataplexy disorder
اختلال کاتاپلکسی
cataplexy causes
علتهای کاتاپلکسی
cataplexy triggers
عاملهای محرک کاتاپلکسی
cataplexy management
مدیریت کاتاپلکسی
cataplexy diagnosis
تشخیص کاتاپلکسی
cataplexy research
تحقیقات کاتاپلکسی
cataplexy can be triggered by strong emotions.
کاتاپلکسی میتواند توسط احساسات شدید تحریک شود.
people with narcolepsy often experience cataplexy.
افرادی که به نارکولی مبتلا هستند اغلب دچار کاتاپلکسی میشوند.
she fell to the ground due to cataplexy.
او به دلیل کاتاپلکسی روی زمین افتاد.
understanding cataplexy is important for treatment.
درک کاتاپلکسی برای درمان مهم است.
cataplexy can affect daily activities significantly.
کاتاپلکسی میتواند فعالیتهای روزانه را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.
he managed his cataplexy with medication.
او کاتاپلکسی خود را با دارو کنترل کرد.
cataplexy is often misunderstood by the public.
کاتاپلکسی اغلب توسط مردم به درستی درک نمیشود.
research on cataplexy is ongoing in the medical field.
تحقیقات در مورد کاتاپلکسی در زمینه پزشکی ادامه دارد.
he described his experience with cataplexy to the doctor.
او تجربه خود را با کاتاپلکسی به پزشک توضیح داد.
cataplexy can be a symptom of narcolepsy.
کاتاپلکسی میتواند علامتی از نارکولی باشد.
cataplexy attack
حمله کاتاپلکسی
cataplexy symptoms
علائم کاتاپلکسی
cataplexy treatment
درمان کاتاپلکسی
cataplexy episodes
حالتهای کاتاپلکسی
cataplexy disorder
اختلال کاتاپلکسی
cataplexy causes
علتهای کاتاپلکسی
cataplexy triggers
عاملهای محرک کاتاپلکسی
cataplexy management
مدیریت کاتاپلکسی
cataplexy diagnosis
تشخیص کاتاپلکسی
cataplexy research
تحقیقات کاتاپلکسی
cataplexy can be triggered by strong emotions.
کاتاپلکسی میتواند توسط احساسات شدید تحریک شود.
people with narcolepsy often experience cataplexy.
افرادی که به نارکولی مبتلا هستند اغلب دچار کاتاپلکسی میشوند.
she fell to the ground due to cataplexy.
او به دلیل کاتاپلکسی روی زمین افتاد.
understanding cataplexy is important for treatment.
درک کاتاپلکسی برای درمان مهم است.
cataplexy can affect daily activities significantly.
کاتاپلکسی میتواند فعالیتهای روزانه را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.
he managed his cataplexy with medication.
او کاتاپلکسی خود را با دارو کنترل کرد.
cataplexy is often misunderstood by the public.
کاتاپلکسی اغلب توسط مردم به درستی درک نمیشود.
research on cataplexy is ongoing in the medical field.
تحقیقات در مورد کاتاپلکسی در زمینه پزشکی ادامه دارد.
he described his experience with cataplexy to the doctor.
او تجربه خود را با کاتاپلکسی به پزشک توضیح داد.
cataplexy can be a symptom of narcolepsy.
کاتاپلکسی میتواند علامتی از نارکولی باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید