cataplexy

[ایالات متحده]/ˌkæt.əˈpleks.i/
[بریتانیا]/ˌkæt.əˈpleks.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. از دست دادن ناگهانی تون عضلانی، که اغلب به وسیله احساسات قوی مانند خنده یا هیجان ایجاد می‌شود؛ نارکولپسی با کاتاپلکسی یک اختلال خواب است که با خواب‌آلودگی بیش از حد در طول روز، حملات ناگهانی خواب و اپیزودهای کاتاپلکسی مشخص می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

cataplexy attack

حمله کاتاپلکسی

cataplexy symptoms

علائم کاتاپلکسی

cataplexy treatment

درمان کاتاپلکسی

cataplexy episodes

حالت‌های کاتاپلکسی

cataplexy disorder

اختلال کاتاپلکسی

cataplexy causes

علت‌های کاتاپلکسی

cataplexy triggers

عامل‌های محرک کاتاپلکسی

cataplexy management

مدیریت کاتاپلکسی

cataplexy diagnosis

تشخیص کاتاپلکسی

cataplexy research

تحقیقات کاتاپلکسی

جملات نمونه

cataplexy can be triggered by strong emotions.

کاتاپلکسی می‌تواند توسط احساسات شدید تحریک شود.

people with narcolepsy often experience cataplexy.

افرادی که به نارکولی مبتلا هستند اغلب دچار کاتاپلکسی می‌شوند.

she fell to the ground due to cataplexy.

او به دلیل کاتاپلکسی روی زمین افتاد.

understanding cataplexy is important for treatment.

درک کاتاپلکسی برای درمان مهم است.

cataplexy can affect daily activities significantly.

کاتاپلکسی می‌تواند فعالیت‌های روزانه را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.

he managed his cataplexy with medication.

او کاتاپلکسی خود را با دارو کنترل کرد.

cataplexy is often misunderstood by the public.

کاتاپلکسی اغلب توسط مردم به درستی درک نمی‌شود.

research on cataplexy is ongoing in the medical field.

تحقیقات در مورد کاتاپلکسی در زمینه پزشکی ادامه دارد.

he described his experience with cataplexy to the doctor.

او تجربه خود را با کاتاپلکسی به پزشک توضیح داد.

cataplexy can be a symptom of narcolepsy.

کاتاپلکسی می‌تواند علامتی از نارکولی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید