caucasian

[ایالات متحده]/kɔ:'keiziən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قفقازی، فرد سفیدپوست
adj. قفقازی، مربوط به یا مرتبط با مردم سفیدپوست
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

caucasian male

مرد قفقازی

caucasian female

زن قفقازی

caucasian descent

تبار قفقازی

caucasian population

جمعیت قفقازی

caucasian culture

فرهنگ قفقازی

caucasian ethnicity

نژاد قفقازی

caucasian features

ویژگی‌های قفقازی

caucasian identity

هویت قفقازی

caucasian heritage

ارثیه قفقازی

caucasian race

نژاد قفقازی

جملات نمونه

Many caucasian people have fair skin.

بسیاری از مردم قفقازی پوست روشن دارند.

She is of caucasian descent.

او از نژاد قفقازی است.

Caucasian cuisine often includes dishes with meat and dairy products.

غذاهای قفقازی اغلب شامل غذاهایی با گوشت و لبنیات است.

He has caucasian features like blue eyes and blonde hair.

ویژگی‌های قفقازی مانند چشمان آبی و موهای بلوند دارد.

Caucasian languages belong to the Indo-European language family.

زبان‌های قفقازی متعلق به خانواده زبان‌های هندواروپایی هستند.

The caucasian population is spread across various countries.

جمعیت قفقازی در سراسر کشورهای مختلف پراکنده است.

Caucasian art is known for its intricate patterns and vibrant colors.

هنر قفقازی به خاطر الگوهای پیچیده و رنگ‌های زنده مشهور است.

She enjoys learning about caucasian history and culture.

او از یادگیری در مورد تاریخ و فرهنگ قفقازی لذت می برد.

Caucasian traditions often involve elaborate ceremonies and rituals.

رسوم و مناسک قفقازی اغلب شامل آیین ها و مناسک پیچیده است.

The caucasian community in that city is quite vibrant.

جامعه قفقازی در آن شهر بسیار پر جنب و جوش است.

the majority of the population is caucasian.

اکثر جمعیت از نژاد قفقازی هستند.

caucasian people often have lighter skin tones.

مردم قفقازی اغلب رنگ پوست روشن تری دارند.

she is a caucasian woman with blue eyes.

او یک زن قفقازی با چشمان آبی است.

in the study, caucasian participants reported higher satisfaction.

در این مطالعه، شرکت کنندگان قفقازی سطح رضایت بیشتری را گزارش کردند.

he identified as a caucasian male in the survey.

او در نظرسنجی خود را به عنوان یک مرد قفقازی معرفی کرد.

caucasian culture has a rich history of art and music.

فرهنگ قفقازی دارای تاریخ غنی هنر و موسیقی است.

the film featured a predominantly caucasian cast.

فیلم دارای بازیگران عمدتاً قفقازی بود.

caucasian heritage can be traced back to ancient europe.

میراث قفقازی را می توان به اروپای باستان ردیابی کرد.

many caucasian families celebrate thanksgiving.

خانواده های زیادی از قفقازی جشن شکرگزاری را جشن می گیرند.

there are various stereotypes associated with caucasian individuals.

تصورات مختلفی با افراد قفقازی همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید