| جمع | caveats |
caveat emptor
خریداری با احتیاط
legal caveat
خلا قانونی
important caveat
خلا مهم
include a caveat
یک خلا را درج کنید
caveat for consumers
خلا برای مصرف کنندگان
The spokesperson caveated the statement with a reminder that certain facts were still unknown.
سخنگو با یادآوری اینکه حقایق خاصی هنوز نامشخص بودند، این بیانیه را مشروط کرد.
He added the usual "it's too late now, bucko" caveat, of course, saying: "I certainly don't think people should overreact to this information.
او البته معمولاً با این هشدار گفت: "من به طور قطع فکر نمی کنم مردم نباید نسبت به این اطلاعات واکنشی نشان دهند."، افزود: "دیگه خیلی دیر شده، رفیق".
One caveat of buying a used car is the potential for hidden mechanical issues.
یکی از معایب خرید یک خودروی دست دوم، احتمال وجود مشکلات مکانیکی پنهان است.
The agreement comes with several caveats that need to be carefully considered.
این توافق با چندین شرط همراه است که باید به دقت در نظر گرفته شوند.
Before signing the contract, make sure to read all the caveats and conditions.
قبل از امضای قرارداد، مطمئن شوید که تمام شرایط و مفاد را مطالعه کرده اید.
The investment opportunity seemed promising, but there were too many caveats to ignore.
فرصت سرمایه گذاری امیدوار کننده به نظر می رسید، اما شرایط زیادی وجود داشت که نمی توان آنها را نادیده گرفت.
She accepted the job offer with the caveat that she could work remotely.
او پیشنهاد شغلی را با این شرط پذیرفت که بتواند به صورت از راه دور کار کند.
I will lend you the money, with the caveat that you pay me back by the end of the month.
پول را به شما قرض می دهم، با این شرط که تا پایان ماه آن را پس بدهید.
The new software has many useful features, with the caveat that it may slow down older computers.
نرم افزار جدید دارای بسیاری از ویژگی های مفید است، با این شرط که ممکن است رایانه های قدیمی تر را کند کند.
The proposal was accepted with the caveat that certain modifications be made.
پیشنهاد با این شرط پذیرفته شد که تغییرات خاصی ایجاد شود.
He agreed to help, with the caveat that his name not be mentioned in any press releases.
او با این شرط موافقت کرد که به کمک کند که نام او در هیچ بیانیه مطبوعاتی ذکر نشود.
The vacation package seemed like a great deal, but there were several caveats hidden in the fine print.
بسته تعطیلات مانند یک معامله عالی به نظر می رسید، اما چندین شرط در حروف ریز پنهان شده بود.
caveat emptor
خریداری با احتیاط
legal caveat
خلا قانونی
important caveat
خلا مهم
include a caveat
یک خلا را درج کنید
caveat for consumers
خلا برای مصرف کنندگان
The spokesperson caveated the statement with a reminder that certain facts were still unknown.
سخنگو با یادآوری اینکه حقایق خاصی هنوز نامشخص بودند، این بیانیه را مشروط کرد.
He added the usual "it's too late now, bucko" caveat, of course, saying: "I certainly don't think people should overreact to this information.
او البته معمولاً با این هشدار گفت: "من به طور قطع فکر نمی کنم مردم نباید نسبت به این اطلاعات واکنشی نشان دهند."، افزود: "دیگه خیلی دیر شده، رفیق".
One caveat of buying a used car is the potential for hidden mechanical issues.
یکی از معایب خرید یک خودروی دست دوم، احتمال وجود مشکلات مکانیکی پنهان است.
The agreement comes with several caveats that need to be carefully considered.
این توافق با چندین شرط همراه است که باید به دقت در نظر گرفته شوند.
Before signing the contract, make sure to read all the caveats and conditions.
قبل از امضای قرارداد، مطمئن شوید که تمام شرایط و مفاد را مطالعه کرده اید.
The investment opportunity seemed promising, but there were too many caveats to ignore.
فرصت سرمایه گذاری امیدوار کننده به نظر می رسید، اما شرایط زیادی وجود داشت که نمی توان آنها را نادیده گرفت.
She accepted the job offer with the caveat that she could work remotely.
او پیشنهاد شغلی را با این شرط پذیرفت که بتواند به صورت از راه دور کار کند.
I will lend you the money, with the caveat that you pay me back by the end of the month.
پول را به شما قرض می دهم، با این شرط که تا پایان ماه آن را پس بدهید.
The new software has many useful features, with the caveat that it may slow down older computers.
نرم افزار جدید دارای بسیاری از ویژگی های مفید است، با این شرط که ممکن است رایانه های قدیمی تر را کند کند.
The proposal was accepted with the caveat that certain modifications be made.
پیشنهاد با این شرط پذیرفته شد که تغییرات خاصی ایجاد شود.
He agreed to help, with the caveat that his name not be mentioned in any press releases.
او با این شرط موافقت کرد که به کمک کند که نام او در هیچ بیانیه مطبوعاتی ذکر نشود.
The vacation package seemed like a great deal, but there were several caveats hidden in the fine print.
بسته تعطیلات مانند یک معامله عالی به نظر می رسید، اما چندین شرط در حروف ریز پنهان شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید