ceaselessness

[ایالات متحده]/ˈsiːsləsnes/
[بریتانیا]/ˈsiːsləsnɪs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بی‌وقفه بودن؛ واقعیت اینکه هرگز متوقف نمی‌شود
Word Forms

جملات نمونه

the ceaselessness of the heavy rain caused severe flooding in the valley.

پایان‌ناپذیری باران سنگین باعث وقوع سیل شدید در دشت شد.

she was exhausted by the ceaselessness of the city's noise and traffic.

پایان‌ناپذیری سر و صدا و ترافیک شهر او را خسته کرد.

the ceaselessness of his dedication to the project impressed the entire team.

پایان‌ناپذیری وفاداری او به پروژه تمام تیم را تحت تأثیر قرار داد.

we marveled at the ceaselessness of the ocean waves crashing on the shore.

ما از پایان‌ناپذیری امواج اقیانوس که روی ساحل می‌خوردند شگفتی حس کردیم.

the ceaselessness of modern technological change can feel overwhelming.

پایان‌ناپذیری تغییرات فناوری مدرن می‌تواند فشار زیادی ایجاد کند.

despite the ceaselessness of the conflict, hope for peace remains.

هر چند که تعارض پایان‌ناپذیر است، امید به صلح باقی می‌ماند.

the poem describes the ceaselessness of time's passage.

این شعر پایان‌ناپذیری گذشت زمان را توصیف می‌کند.

he complained about the ceaselessness of demands from his clients.

او درباره پایان‌ناپذیری درخواست‌های مشتریانش شکایت کرد.

the ceaselessness of the machine's hum indicated it was working hard.

پایان‌ناپذیری زنگ تیز ماشین نشان دهنده این بود که به سختی کار می‌کرد.

the ceaselessness of a baby's crying can test any parent's patience.

پایان‌ناپذیری فریاد کودک می‌تواند صبر هر پدر یا مادری را به چالش بکشد.

philosophers often meditate on the ceaselessness of the universe.

فیلسوف‌ها اغلب درباره پایان‌ناپذیری جهان تأمل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید