chamois

[ایالات متحده]/'ʃæmɪ/
[بریتانیا]/'ʃæmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی بز-آنتلوپ، چرم ساخته شده از پوست آن، چرم نرم مورد استفاده برای پاک کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

Chamois cloth

پارچه چرموی

chamois leather

چرم چاموئیس

جملات نمونه

The chamois leather is used for cleaning delicate surfaces.

چرم ساموا برای تمیز کردن سطوح ظریف استفاده می‌شود.

She used a chamois cloth to wipe the car.

او از یک پارچه ساموا برای تمیز کردن ماشین استفاده کرد.

The chamois is known for its agility in the mountains.

ساموا به دلیل چابکی‌اش در کوه‌ها شناخته شده است.

Hunters often pursue chamois for sport.

شکارچیان اغلب به منظور تفریح شکار ساموا را انجام می‌دهند.

The chamois gracefully leaped across the rocky terrain.

ساموا به طور ظریف از میان زمین‌های سنگی پرید.

The chamois is a type of goat-antelope native to mountainous regions.

ساموا نوعی گوسفند-راس‌خاری است که به مناطق کوهستانی بومی است.

The chamois is an important part of the ecosystem in the Alps.

ساموا بخش مهمی از اکوسیستم در آلپ است.

She cleaned the windows with a chamois to avoid streaks.

او برای جلوگیری از ایجاد لکه، پنجره‌ها را با یک ساموا تمیز کرد.

The chamois is known for its sure-footedness on steep slopes.

ساموا به دلیل داشتن پاهای استوار در شیب‌های تند شناخته شده است.

The chamois population has been threatened by habitat loss.

جمعیت ساموا به دلیل از دست دادن زیستگاه تهدید شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید