cheekily

[ایالات متحده]/'tʃi:kəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز جسورانه و بی‌شرمانه

جملات نمونه

She cheekily asked for a second piece of cake.

او با شیطنت از او خواست که یک تکه کیک دیگر هم به او بدهد.

He cheekily winked at his crush from across the room.

او با شیطنت از آن طرف اتاق به کسی که به او علاقه داشت چشمک زد.

The child cheekily stuck out his tongue at his sibling.

بچه با شیطنت به خواهر یا برادرش زبانه زد.

She cheekily ignored her boss's instructions and did things her own way.

او با شیطنت دستورالعمل‌های رئیس خود را نادیده گرفت و به روش خود عمل کرد.

He cheekily pretended not to hear his mother calling him for dinner.

او با شیطنت وانمود کرد که صدای مادرش که داشت او را برای شام صدا می‌کرد را نشنیده است.

The student cheekily passed a note to his friend during the exam.

دانجوی با شیطنت یک یادداشت را در حین امتحان به دوستش داد.

She cheekily bargained with the vendor to get a better price.

او با شیطنت با فروشنده چانه زنی کرد تا قیمت بهتری به دست آورد.

He cheekily made a witty remark during the serious meeting.

او با شیطنت در طول جلسه جدی یک اظهار نظر بامزه کرد.

The cat cheekily knocked over a vase and then ran away.

گربه با شیطنت یک گلدان را واژگون کرد و سپس فرار کرد.

She cheekily flirted with the waiter to get free drinks.

او با شیطنت با گارسون لاس زده تا نوشیدنی رایگان بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید