chemokines

[ایالات متحده]/ˈkɛm.oʊ.kaɪnz/
[بریتانیا]/ˈkiː.moʊ.kaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد که شیمیوتاکسی را القا می‌کنند; سیتوکین‌های شیمیوتاکتیک; عوامل شیمیوتاکتیک

عبارات و ترکیب‌ها

chemokines signaling

سیگنالینگ شیموکین‌ها

chemokines receptors

گیرنده‌های شیموکین

chemokines release

آزادسازی شیموکین‌ها

chemokines expression

بیان شیموکین‌ها

chemokines gradient

گرادیان شیموکین

chemokines activity

فعالیت شیموکین‌ها

chemokines function

عملکرد شیموکین‌ها

chemokines network

شبکه شیموکین

chemokines binding

اتصال شیموکین‌ها

chemokines role

نقش شیموکین‌ها

جملات نمونه

chemokines play a crucial role in the immune response.

شماکین‌ها نقش مهمی در پاسخ ایمنی ایفا می‌کنند.

researchers are studying the effects of chemokines on inflammation.

محققان در حال بررسی اثرات شماکین‌ها بر التهاب هستند.

chemokines can attract immune cells to sites of infection.

شماکین‌ها می‌توانند سلول‌های ایمنی را به محل‌های عفونت جذب کنند.

the release of chemokines is a response to tissue damage.

آزاد شدن شماکین‌ها پاسخی به آسیب بافتی است.

high levels of chemokines are found in chronic inflammatory diseases.

سطوح بالای شماکین‌ها در بیماری‌های التهابی مزمن یافت می‌شود.

chemokines are involved in the recruitment of leukocytes.

شماکین‌ها در جذب لکوسیت‌ها نقش دارند.

some chemokines can influence cancer metastasis.

برخی از شماکین‌ها می‌توانند بر متاستاز سرطان تأثیر بگذارند.

the study focuses on the signaling pathways of chemokines.

این مطالعه بر روی مسیرهای سیگنالینگ شماکین‌ها تمرکز دارد.

chemokines are critical for the development of the immune system.

شماکین‌ها برای توسعه سیستم ایمنی حیاتی هستند.

blocking chemokines may reduce the severity of allergic reactions.

مسدود کردن شماکین‌ها ممکن است شدت واکنش‌های آلرژیک را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید