chickens

[ایالات متحده]/ˈtʃɪkənz/
[بریتانیا]/ˈtʃɪkənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرندگان اهلی که برای گوشت یا تخم پرورش داده می‌شوند؛ گوشت مرغ که به عنوان غذا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

chickens come home

مرغ‌ها به خانه می‌آیند

chickens scratch dirt

مرغ‌ها خاک را می‌کنند

chickens lay eggs

مرغ‌ها تخم می‌گذارند

chickens cross road

مرغ‌ها از جاده عبور می‌کنند

chickens in coop

مرغ‌ها در لانه هستند

chickens on farm

مرغ‌ها در مزرعه هستند

chickens for sale

مرغ‌ها برای فروش هستند

chickens in yard

مرغ‌ها در حیاط هستند

chickens peck grain

مرغ‌ها دانه را می‌کَنند

chickens in basket

مرغ‌ها در سبد هستند

جملات نمونه

chickens can be raised in backyards.

می‌توان مرغ‌ها را در حیاط پشتی پرورش داد.

we need to feed the chickens every morning.

ما باید هر روز صبح به مرغ‌ها غذا بدهیم.

chickens lay eggs regularly.

مرغ‌ها به طور منظم تخم‌گذاری می‌کنند.

she loves to watch the chickens pecking at the ground.

او عاشق تماشای مرغ‌هایی است که در زمین جستجو می‌کنند.

many farmers raise chickens for meat.

بسیاری از کشاورزان مرغ‌ها را برای گوشت پرورش می‌دهند.

chickens are social animals that enjoy being in flocks.

مرغ‌ها حیوانات اجتماعی هستند که از بودن در میان گله لذت می‌برند.

we have a variety of chickens on our farm.

ما انواع مختلفی از مرغ‌ها را در مزرعه خود داریم.

chickens need a safe coop to sleep in at night.

مرغ‌ها به یک کلبه امن برای خوابیدن در شب نیاز دارند.

raising chickens can be a rewarding hobby.

پرورش مرغ‌ها می‌تواند یک سرگرمی ارزشمند باشد.

chickens can help control pests in the garden.

مرغ‌ها می‌توانند به کنترل آفات در باغ کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید