cholestatic

[ایالات متحده]/kəˈlɛsˈtætɪk/
[بریتانیا]/kəˈlɛsˈtætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده با کلستاز؛ شامل انسداد جریان صفرا.

عبارات و ترکیب‌ها

cholestatic hepatitis

یرقان انسدادی

cholestatic jaundice

یرقان انسدادی

cholestatic injury

آسیب یری

cholestatic pattern

الگوی انسدادی

cholestatic syndrome

سندرم انسدادی

cholestatic fibrosis

فیبروز انسدادی

cholestatic cirrhosis

سیروز انسدادی

cholestatic damage

آسیب انسدادی

cholestatic disease

بیماری انسدادی

cholestatic liver

کبد انسدادی

جملات نمونه

cholestatic liver disease requires careful monitoring of bile acid levels and liver function tests.

بیماری کبدی انسدادی نیاز به نظارت دقیق بر سطوح اسیدهای صفراوی و آزمایشات عملکرد کبد دارد.

the patient presented with cholestatic jaundice characterized by elevated bilirubin and alkaline phosphatase.

بیمار با زردی انسدادی مشخص شده با افزایش بیلی روبین و آلکالین فسفات ارائه شد.

drug-induced cholestatic hepatitis can occur as an adverse reaction to certain medications.

هپاتیت انسدادی ناشی از دارو می‌تواند به عنوان یک واکنش نامطلوب به برخی داروها رخ دهد.

a distinctive cholestatic pattern was observed in the liver biopsy results.

یک الگوی متمایز انسدادی در نتایج بیوپسی کبد مشاهده شد.

cholestatic pruritus often accompanies bile duct obstruction and requires symptomatic treatment.

خارش انسدادی اغلب با انسداد مجرای صفرا همراه است و نیاز به درمان علامتی دارد.

the cholestatic syndrome may progress to cirrhosis if left untreated.

سندرم انسدادی ممکن است در صورت عدم درمان به سیروز پیشرفت کند.

cholestatic liver injury was confirmed through comprehensive laboratory and imaging studies.

آسیب کبدی انسدادی از طریق مطالعات جامع آزمایشگاهی و تصویربرداری تأیید شد.

identifying the underlying cause is crucial for managing cholestatic disorders effectively.

شناسایی علت زمینه‌ای برای مدیریت مؤثر اختلالات انسدادی بسیار مهم است.

early detection of cholestatic changes can significantly improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام تغییرات انسدادی می‌تواند به طور قابل توجهی نتایج درمان را بهبود بخشد.

the biochemical markers strongly indicated a cholestatic presentation requiring immediate intervention.

نشانگرهای بیوشیمیایی به شدت نشان دهنده یک ارائه‌ی انسدادی بودند که نیاز به مداخله فوری داشتند.

cholestatic hepatopathy can be triggered by various genetic and environmental factors.

هپاتوپاتی انسدادی می‌تواند توسط عوامل ژنتیکی و محیطی مختلفی تحریک شود.

careful monitoring of cholestatic enzymes helps track disease progression and treatment response.

نظارت دقیق بر آنزیم‌های انسدادی به ردیابی پیشرفت بیماری و پاسخ به درمان کمک می‌کند.

the cholestatic phase demands aggressive therapeutic strategies to prevent complications.

فاز انسدادی نیاز به استراتژی‌های درمانی تهاجمی برای جلوگیری از عوارض دارد.

cholestatic bile duct abnormalities require specialized diagnostic and therapeutic interventions.

ناهنجاری‌های مجرای صفراوی انسدادی نیاز به مداخلات تشخیصی و درمانی تخصصی دارند.

genetic mutations may predispose individuals to develop cholestatic conditions later in life.

جهش‌های ژنتیکی ممکن است افراد را مستعد ابتلا به شرایط انسدادی در زندگی بعدتر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید