chrysalis

[ایالات متحده]/'krɪs(ə)lɪs/
[بریتانیا]/'krɪsəlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پوشش محافظ که در آن یک تحول یا بلوغ رخ می‌دهد، مانند پیله یا شفیره، که مرحله نارس را نمایندگی می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

silkworm chrysalis

کرم ابریشم، شفیره

جملات نمونه

The caterpillar spun a chrysalis around itself.

کرم شب‌تاب در اطراف خود یک کریستالیس تاب داد.

The butterfly emerged from its chrysalis.

پروانه از کریستالیس خود بیرون آمد.

The chrysalis protects the caterpillar during its transformation.

کریستالیس در طول دگرگونی از کرم شب‌تاب محافظت می‌کند.

The chrysalis is a stage in the life cycle of a butterfly.

کریستالیس یک مرحله در چرخه زندگی یک پروانه است.

The chrysalis hangs from a branch as the butterfly develops inside.

کریستالیس از شاخه آویزان است در حالی که پروانه در داخل آن در حال رشد است.

The chrysalis is often camouflaged to blend in with its surroundings.

کریستالیس اغلب به گونه‌ای استتار می‌شود که با محیط اطراف ترکیب شود.

The chrysalis undergoes a remarkable transformation into a butterfly.

کریستالیس دچار یک دگرگونی چشمگیر به پروانه می‌شود.

The intricate patterns on the chrysalis are fascinating to observe.

الگوهای پیچیده روی کریستالیس برای مشاهده جذاب هستند.

The chrysalis stage is crucial for the butterfly's development.

مرحله کریستالیس برای رشد پروانه بسیار مهم است.

The chrysalis represents a period of growth and change.

کریستالیس نشان دهنده یک دوره رشد و تغییر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید