| جمع | chutzpahs |
She had the chutzpah to ask for a raise after only a month on the job.
او جسارت این را داشت که بعد از گذشت تنها یک ماه از استخدامش درخواست افزایش حقوق کند.
His chutzpah knows no bounds; he always speaks his mind no matter what.
جسارت او حد و حود ندارد؛ او همیشه بدون توجه به هر چیزی حرف خود را بیان میکند.
It takes a lot of chutzpah to pull off a stunt like that.
برای انجام دادن یک حرکت مثل آن، به مقدار زیادی جسارت نیاز است.
She displayed incredible chutzpah by confronting the CEO about his decision.
او با مواجهه با مدیرعامل در مورد تصمیم او، جسارت فوق العادهای نشان داد.
He had the chutzpah to challenge the champion to a match.
او جسارت به چالش کشیدن قهرمان در یک مسابقه را داشت.
Their chutzpah in negotiating for a better deal paid off in the end.
جسارت آنها در مذاکره برای گرفتن یک معامله بهتر در نهایت نتیجه بخش بود.
The politician's chutzpah in denying any involvement was met with skepticism.
جسارت سیاستمدار در رد هرگونه دخالت با شک و تردید مواجه شد.
I can't believe the chutzpah of that salesman trying to sell me a broken product.
نمیتوانم باور کنم که جسارت آن فروشنده که سعی میکند یک محصول خراب را به من بفروشد، چقدر زیاد است.
Despite his lack of experience, he had the chutzpah to apply for the top position.
با وجود نداشتن تجربه، او جسارت داشت برای موقعیت برتر درخواست دهد.
The student showed chutzpah by challenging the professor's theories during the lecture.
دانشجو با به چالش کشیدن نظریههای استاد در طول سخنرانی، جسارت نشان داد.
She had the chutzpah to ask for a raise after only a month on the job.
او جسارت این را داشت که بعد از گذشت تنها یک ماه از استخدامش درخواست افزایش حقوق کند.
His chutzpah knows no bounds; he always speaks his mind no matter what.
جسارت او حد و حود ندارد؛ او همیشه بدون توجه به هر چیزی حرف خود را بیان میکند.
It takes a lot of chutzpah to pull off a stunt like that.
برای انجام دادن یک حرکت مثل آن، به مقدار زیادی جسارت نیاز است.
She displayed incredible chutzpah by confronting the CEO about his decision.
او با مواجهه با مدیرعامل در مورد تصمیم او، جسارت فوق العادهای نشان داد.
He had the chutzpah to challenge the champion to a match.
او جسارت به چالش کشیدن قهرمان در یک مسابقه را داشت.
Their chutzpah in negotiating for a better deal paid off in the end.
جسارت آنها در مذاکره برای گرفتن یک معامله بهتر در نهایت نتیجه بخش بود.
The politician's chutzpah in denying any involvement was met with skepticism.
جسارت سیاستمدار در رد هرگونه دخالت با شک و تردید مواجه شد.
I can't believe the chutzpah of that salesman trying to sell me a broken product.
نمیتوانم باور کنم که جسارت آن فروشنده که سعی میکند یک محصول خراب را به من بفروشد، چقدر زیاد است.
Despite his lack of experience, he had the chutzpah to apply for the top position.
با وجود نداشتن تجربه، او جسارت داشت برای موقعیت برتر درخواست دهد.
The student showed chutzpah by challenging the professor's theories during the lecture.
دانشجو با به چالش کشیدن نظریههای استاد در طول سخنرانی، جسارت نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید