chylomicron

[ایالات متحده]/ˈkaɪləˌmaɪkrɒn/
[بریتانیا]/ˈkaɪləˌmaɪkrɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی لیپوپروتئین که لیپیدهای غذایی را از روده‌ها به مکان‌های دیگر در بدن منتقل می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

chylomicron transport

حمل چیلومیکرون

chylomicron metabolism

متابولیسم چیلومیکرون

chylomicron formation

تشکیل چیلومیکرون

chylomicron clearance

پاکسازی چیلومیکرون

chylomicron remnants

باقی‌مانده‌های چیلومیکرون

chylomicron levels

سطح چیلومیکرون

chylomicron synthesis

سنتز چیلومیکرون

chylomicron size

اندازه چیلومیکرون

chylomicron function

عملکرد چیلومیکرون

chylomicron analysis

تجزیه و تحلیل چیلومیکرون

جملات نمونه

chylomicrons transport dietary lipids from the intestines.

چیلومیکرون‌ها چربی‌های غذایی را از روده ها حمل می‌کنند.

the role of chylomicrons in fat metabolism is crucial.

نقش چیلومیکرون‌ها در متابولیسم چربی بسیار مهم است.

high levels of chylomicrons can indicate a lipid disorder.

سطوح بالای چیلومیکرون‌ها می‌تواند نشان‌دهنده اختلال چربی باشد.

chylomicrons are formed in the intestinal lining.

چیلومیکرون‌ها در پوشش روده تشکیل می‌شوند.

after a meal, chylomicrons enter the bloodstream.

پس از یک وعده غذایی، چیلومیکرون‌ها وارد جریان خون می‌شوند.

chylomicrons play a key role in transporting triglycerides.

چیلومیکرون‌ها نقش کلیدی در حمل تری‌گلیسیریدها دارند.

doctors may test for chylomicrons in blood samples.

پزشکان ممکن است سطح چیلومیکرون‌ها را در نمونه‌های خون آزمایش کنند.

chylomicron levels can vary based on diet and health.

سطح چیلومیکرون‌ها می‌تواند بر اساس رژیم غذایی و سلامتی متفاوت باشد.

excess chylomicrons can lead to pancreatitis.

چیلومیکرون‌های اضافی می‌تواند منجر به پانکراتیت شود.

research on chylomicrons helps understand obesity.

تحقیقات در مورد چیلومیکرون‌ها به درک چاقی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید