cilia

[ایالات متحده]/'sɪlɪə(r)/
[بریتانیا]/'sɪlɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مژک‌ها; ساختارهای کوچک رشته‌ای روی سطح یک سلول، که برای حرکت یا حس استفاده می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

Ciliated cells

سلول‌های مژه‌دار

Respiratory cilia

مژک‌های تنفسی

جملات نمونه

This is an unfortunate name, because they are not cilia but long protoplasmic extensions.

این یک نام ناخوشایند است، زیرا آنها مژک نیستند بلکه امتدادات طولانی سیتوپلاسمی هستند.

The epithelial cells of the spermaduct wall have cilia on the dissociative side.

سلول‌های پوششی دیواره مجرای اسپرم دارای مژک در سمت جداکننده هستند.

The results show that the gill surface of all five species have frontal cilia,lateral cilia and laterofrontal cirri.

نتایج نشان می‌دهد که سطح آبشش همه پنج گونه دارای مژک‌های جلویی، مژک‌های جانبی و سیری لاترال فرانتال هستند.

Distichia (including ectopic cilia) is an eyelash that arises from an abnormal spot on the eyelid.

دیستیچی (از جمله مژه‌های خارج‌جاگرفته) مژه‌ای است که از یک نقطه غیرطبیعی روی پلک منشاء می‌گیرد.

In addition,a new structure,frontal cirrus between the frontal cilia and laterofrontal cirri,is found only on the gill surface of Corbicula fluminea.

علاوه بر این، یک ساختار جدید، سیری جلویی بین مژک‌های جلویی و سیری لاترال فرانتال، فقط روی سطح آبشش Corbicula fluminea یافت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید