circles

[ایالات متحده]/ˈsɜːklz/
[بریتانیا]/ˈsɜːrkəlz/

ترجمه

n. اشکال دایره‌ای؛ اشکال گرد یا حلقه
v. فعل سوم شخص مفرد circle; به دور چرخیدن یا محاصره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

circles around

چرخش‌ها

inner circles

حلقه‌های داخلی

circles back

بازگشت به حلقه‌ها

life circles

حلقه‌های زندگی

circles of friends

حلقه‌های دوستان

circles the drain

حلقه‌ها در زهکشی

circles it

حلقه‌های آن

circles together

حلقه‌ها با هم

circles drawn

حلقه‌های ترسیم شده

circles widen

حلقه‌ها گسترده‌تر می‌شوند

جملات نمونه

we sat in circles around the campfire, telling stories.

ما دور آتش نشستیم و داستان گفتیم.

the detective was trying to connect the circles between the suspects.

مامور پلیس سعی داشت ارتباط بین دایره‌ها بین مظنونان را پیدا کند.

the company's marketing circles included social media and email campaigns.

حلقه‌های بازاریابی شرکت شامل رسانه‌های اجتماعی و کمپین‌های ایمیل می‌شد.

the artist used circles and squares in their abstract painting.

هنرمند از دایره‌ها و مربع‌ها در نقاشی انتزاعی خود استفاده کرد.

the ripples in the water formed widening circles.

امواج در آب باعث ایجاد دایره‌های بزرگتر می‌شدند.

my friends and i are part of a close-knit circles.

من و دوستانم بخشی از حلقه‌های نزدیک هستیم.

the ferris wheel carried passengers in large circles.

چرخ و فلک مسافران را در دایره‌های بزرگ جابجا می‌کرد.

the data points formed circles on the graph.

نقاط داده دایره‌هایی را در نمودار تشکیل دادند.

he moved in influential circles within the industry.

او در حلقه‌های تأثیرگذار در صنعت فعالیت می‌کرد.

the children drew circles and stars on their paper.

کودکان دایره‌ها و ستاره‌ها را روی کاغذ خود کشیدند.

the wedding guests danced in circles to the music.

مهمانان عروسی به آهنگ می‌رقصیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید