citywide

[ایالات متحده]/ˈsɪtiˌwaɪd/
[بریتانیا]/ˈsɪtiˌwaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا تأثیرگذار بر یک شهر کامل

عبارات و ترکیب‌ها

citywide event

رویداد سراسری شهر

citywide initiative

ابتکار عمل سراسری شهر

citywide campaign

کمپین سراسری شهر

citywide survey

نظرسنجی سراسری شهر

citywide cleanup

پاکسازی سراسری شهر

citywide alert

هشدار سراسری شهر

citywide plan

برنامه سراسری شهر

citywide network

شبکه سراسری شهر

citywide festival

جشنواره سراسری شهر

citywide policy

سیاست سراسری شهر

جملات نمونه

the citywide festival attracted thousands of visitors.

جشنواره سراسری شهر هزاران بازدید کننده را جذب کرد.

citywide traffic updates are essential during rush hour.

به روز رسانی های ترافیکی سراسری در ساعات شلوغی ضروری هستند.

the citywide cleanup initiative was a great success.

ابتکار عمل پاکسازی سراسری شهر بسیار موفقیت آمیز بود.

citywide surveys help improve public services.

نظرسنجی های سراسری شهر به بهبود خدمات عمومی کمک می کنند.

there will be a citywide emergency drill next week.

هفته آینده یک تمرین اضطراری سراسری برگزار خواهد شد.

the citywide campaign raised awareness about recycling.

کمپین سراسری شهر آگاهی در مورد بازیافت را افزایش داد.

citywide events promote local businesses and culture.

رویدادهای سراسری شهر کسب و کارهای محلی و فرهنگ را ترویج می کنند.

we need a citywide plan to address homelessness.

ما به یک برنامه سراسری برای رسیدگی به بی خانمانی نیاز داریم.

the citywide vaccination program is crucial for public health.

برنامه واکسیناسیون سراسری برای سلامت عمومی بسیار مهم است.

citywide regulations aim to improve air quality.

قوانین سراسری شهر با هدف بهبود کیفیت هوا هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید