civie clothes
لباس غیرنظامی
civie life
زندگی غیرنظامی
civie duty
وظیفه غیرنظامی
civie status
وضعیت غیرنظامی
civie attire
پوشش غیرنظامی
civie rights
حقوق غیرنظامی
civie activities
فعالیتهای غیرنظامی
civie community
جامعه غیرنظامی
civie service
خدمات غیرنظامی
civie engagement
مشارکت غیرنظامی
he decided to wear civies instead of a uniform today.
او تصمیم گرفت به جای لباس نظامی، لباس غیرنظامی بپوشد.
the soldiers were allowed to wear civies during their time off.
به سربازان اجازه داده شد در زمان استراحت خود لباس غیرنظامی بپوشند.
she prefers civies for casual outings with friends.
او ترجیح می دهد برای تفریح غیررسمی با دوستان لباس غیرنظامی بپوشد.
in civies, he looked completely different from his military persona.
در لباس غیرنظامی، او کاملاً با چهره نظامی خود متفاوت به نظر می رسید.
wearing civies can make you feel more relaxed.
پوشیدن لباس غیرنظامی می تواند باعث شود احساس آرامش بیشتری کنید.
she transitioned from uniform to civies after her service.
او پس از خدمت خود از لباس نظامی به لباس غیرنظامی تغییر وضعیت داد.
his civies were stylish and comfortable for the weekend.
لباس غیرنظامی او شیک و راحت برای آخر هفته بود.
they organized a civie day at the office to boost morale.
آنها برای افزایش روحیه یک روز غیرنظامی در دفتر برگزار کردند.
she felt out of place in civies at the formal event.
او در آن رویداد رسمی در لباس غیرنظامی احساس بیگانگی کرد.
his civies were a stark contrast to his usual work attire.
لباس غیرنظامی او با لباس کاری معمولش تضاد شدیدی داشت.
civie clothes
لباس غیرنظامی
civie life
زندگی غیرنظامی
civie duty
وظیفه غیرنظامی
civie status
وضعیت غیرنظامی
civie attire
پوشش غیرنظامی
civie rights
حقوق غیرنظامی
civie activities
فعالیتهای غیرنظامی
civie community
جامعه غیرنظامی
civie service
خدمات غیرنظامی
civie engagement
مشارکت غیرنظامی
he decided to wear civies instead of a uniform today.
او تصمیم گرفت به جای لباس نظامی، لباس غیرنظامی بپوشد.
the soldiers were allowed to wear civies during their time off.
به سربازان اجازه داده شد در زمان استراحت خود لباس غیرنظامی بپوشند.
she prefers civies for casual outings with friends.
او ترجیح می دهد برای تفریح غیررسمی با دوستان لباس غیرنظامی بپوشد.
in civies, he looked completely different from his military persona.
در لباس غیرنظامی، او کاملاً با چهره نظامی خود متفاوت به نظر می رسید.
wearing civies can make you feel more relaxed.
پوشیدن لباس غیرنظامی می تواند باعث شود احساس آرامش بیشتری کنید.
she transitioned from uniform to civies after her service.
او پس از خدمت خود از لباس نظامی به لباس غیرنظامی تغییر وضعیت داد.
his civies were stylish and comfortable for the weekend.
لباس غیرنظامی او شیک و راحت برای آخر هفته بود.
they organized a civie day at the office to boost morale.
آنها برای افزایش روحیه یک روز غیرنظامی در دفتر برگزار کردند.
she felt out of place in civies at the formal event.
او در آن رویداد رسمی در لباس غیرنظامی احساس بیگانگی کرد.
his civies were a stark contrast to his usual work attire.
لباس غیرنظامی او با لباس کاری معمولش تضاد شدیدی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید