clamps

[ایالات متحده]/[klæmps]/
[بریتانیا]/[klæmps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای برای نگه داشتن چیزها به هم محکم؛ یک تکیه‌گاه یا بست.
v. محکم کردن یا نگه داشتن با گیره‌ها؛ بستن گیره به؛ مهار کردن یا سرکوب کردن (احساس یا میل).

عبارات و ترکیب‌ها

clamps down

Persian_translation

tighten clamps

Persian_translation

clamps together

Persian_translation

holding clamps

Persian_translation

clamps on

Persian_translation

steel clamps

Persian_translation

clamps off

Persian_translation

clamps used

Persian_translation

clamps secure

Persian_translation

clamps installed

Persian_translation

جملات نمونه

we used clamps to secure the pipes together.

ما از گیره‌ها برای محکم کردن لوله‌ها به یکدیگر استفاده کردیم.

the mechanic tightened the clamps on the hose.

مکانیک گیره‌ها را روی شیلنگ محکم کرد.

he bought several c-clamps for his workshop.

او چندین گیره C برای کارگاه خود خرید.

the clamps held the wood firmly in place.

گیره‌ها چوب را به طور محکم در جای خود نگه داشتند.

make sure the clamps are properly adjusted.

مطمئن شوید که گیره‌ها به درستی تنظیم شده‌اند.

they used quick-release clamps for easy adjustments.

آنها از گیره‌های رهاسازی سریع برای تنظیم آسان استفاده کردند.

the engineer designed custom clamps for the project.

مهندس گیره‌های سفارشی برای پروژه طراحی کرد.

he needed new clamps for the electrical wiring.

او به گیره‌های جدید برای سیم‌کشی برق نیاز داشت.

the clamps prevented the wires from moving.

گیره‌ها از حرکت سیم‌ها جلوگیری کردند.

we tightened the clamps around the battery terminals.

ما گیره‌ها را دور سر باتری محکم کردیم.

the toolbox contained various types of clamps.

جعبه ابزار شامل انواع مختلف گیره‌ها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید