clams

[ایالات متحده]/[klæmz]/
[بریتانیا]/[klæmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پوسته‌دار با پوسته‌ای قفلی؛ گروهی از ماهیگیری‌ها
v. به طور محکم بستن، مانند پوسته‌ی یک ماهیگیر
Word Forms
جمعclamss

عبارات و ترکیب‌ها

clams bake

پرکردن میگو

clams casino

میگوی کازینو

digging for clams

حفر جهت پیدا کردن میگو

steamed clams

میگوی بخاری

fresh clams

میگوی تازه

clamshells scattered

پ売‌های میگو پراکنده

clam chowder

سوپ میگو

clam bake

پرکردن میگو

eating clams

خوردن میگو

collecting clams

جمع آوری میگو

جملات نمونه

we gathered clams on the beach during low tide.

ما در زمان نیم‌آب‌گیری روی دریاچه‌های دریا می‌گردیدیم.

she shucked the clams expertly, separating the meat from the shell.

او به خوبی قشقوان‌ها را باز کرد و گوشت را از پوست جدا کرد.

the restaurant is famous for its steamed clams with garlic butter.

این رستوران به خاطر قشقوان‌های خمیری با مارگرنت معروف است.

he loves clam chowder, especially the new england variety.

او عاشق سوپ قشقوان است، به ویژه نوع نیو انگلند.

the children enjoyed digging for clams in the sand.

کودکان لذت بردند که در ریگ زمین برای یافتن قشقوان‌ها حفر می‌کردند.

we found a large bed of clams while snorkeling.

ما در حال غوص کردن در آب، یک توده بزرگ قشقوان پیدا کردیم.

the fisherman hauled in a net full of clams.

صیاد قایق را به سمت یک توده بزرگ قشقوان‌هایی کشید.

clams are a good source of protein and essential minerals.

قشقوان‌ها منبع خوبی از پروتئین و مواد معدنی ضروری هستند.

she carefully cleaned the clams before cooking them.

او قبل از پختن قشقوان‌ها آن‌ها را با دقت تمیز کرد.

the clam bake was a highlight of the summer party.

پختن قشقوان یکی از نکات گوشه‌گیری در جشن تابستان بود.

we bought fresh clams from the local seafood market.

ما قشقوان‌های تازه را از بازار ماهی تازه محلی خریدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید