clandestineness

[ایالات متحده]/klænˈdɛstɪnəs/
[بریتانیا]/klænˈdɛstɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت مخفی نگه داشته شدن یا به طور مخفیانه انجام شدن

عبارات و ترکیب‌ها

clandestineness in operations

رمزنگاری در عملیات

clandestineness of activities

رمزنگاری فعالیت‌ها

clandestineness of meetings

رمزنگاری جلسات

clandestineness in dealings

رمزنگاری معاملات

clandestineness of information

رمزنگاری اطلاعات

clandestineness in communication

رمزنگاری ارتباطات

clandestineness of plans

رمزنگاری برنامه‌ها

clandestineness of transactions

رمزنگاری تراکنش‌ها

clandestineness in research

رمزنگاری تحقیقات

جملات نمونه

the clandestineness of their meetings raised suspicions.

مخفی‌کاری جلسات آن‌ها باعث ایجاد سوءظن شد.

clandestineness can sometimes lead to misunderstandings.

مخفی‌کاری گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

they operated with a sense of clandestineness to avoid detection.

آن‌ها با حسی از مخفی‌کاری برای جلوگیری از شناسایی عمل می‌کردند.

the clandestineness of the operation was crucial for its success.

مخفی‌کاری عملیات برای موفقیت آن بسیار مهم بود.

there was a certain clandestineness in their relationship.

یک نوع مخفی‌کاری خاص در رابطه آن‌ها وجود داشت.

clandestineness often accompanies illegal activities.

مخفی‌کاری اغلب با فعالیت‌های غیرقانونی همراه است.

she preferred the clandestineness of a private life.

او ترجیح می‌داد مخفی‌کاری یک زندگی خصوصی را.

his clandestineness made it hard for others to trust him.

مخفی‌کاری او باعث می‌شد که دیگران به سختی به او اعتماد کنند.

the clandestineness of their plans was evident to outsiders.

مخفی‌کاری برنامه‌های آن‌ها برای افراد خارج از آن آشکار بود.

in a world of transparency, clandestineness is increasingly rare.

در دنیای شفافیت، مخفی‌کاری به طور فزاینده‌ای نادر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید