claystones form
形성 کلیستون
analyzing claystones
تحلیل کلیستون
claystones contain
کلیستون حاوی
rich claystones
کلیستون غنی
claystones erode
کلیستون تخریب میشود
studying claystones
بررسی کلیستون
claystone deposits
ذخیره کلیستون
claystones weather
کلیستونها آبوهوایی میشوند
finding claystones
یافتن کلیستون
claystone sequence
تسلسل کلیستون
the geologist studied the layered claystones in the outcrop.
ژئولوژیست مورچههای رسی لایهای در تکهای از خاکریزی را مطالعه کرد.
erosion has significantly weathered the claystones over time.
فرارسی در طول زمان به طور قابل توجهی مورچههای رسی را خوردگی کرده است.
the ancient claystones contained fossilized plant remains.
مورچههای رسی باستانی با باقیمانده گیاهان فسیلی پر شده بودند.
we found several shale and claystones during the survey.
در طی بررسیها ما چندین مورچهی رسی و شیل پیدا کردیم.
the claystones formed in a low-energy depositional environment.
مورچههای رسی در محیط رسوبی با انرژی پایین تشکیل شدند.
the core samples revealed fine-grained claystones.
نمونههای هستهای نشان دادند که مورچههای رسی با دانههای ریز هستند.
the presence of claystones indicates a lacustrine setting.
وجود مورچههای رسی نشان دهنده محیطی لکسترین است.
the claystones were rich in iron and aluminum oxides.
مورچههای رسی از نظر اکسیدهای آهن و الومینیوم غنی بودند.
we analyzed the claystones for their mineral composition.
ما از مورچههای رسی برای ترکیب مواد معدنی آنها تحلیل کردیم.
the claystones exhibited a characteristic fissility.
مورچههای رسی ویژگی خاصی از شکستپذیری نشان دادند.
the reservoir quality of the claystones is generally poor.
کیفیت مخزن مورچههای رسی به طور کلی ضعیف است.
the claystones are often associated with mudstone formations.
مورچههای رسی اغلب با تشکیلات گلسنگ مرتبط هستند.
claystones form
形성 کلیستون
analyzing claystones
تحلیل کلیستون
claystones contain
کلیستون حاوی
rich claystones
کلیستون غنی
claystones erode
کلیستون تخریب میشود
studying claystones
بررسی کلیستون
claystone deposits
ذخیره کلیستون
claystones weather
کلیستونها آبوهوایی میشوند
finding claystones
یافتن کلیستون
claystone sequence
تسلسل کلیستون
the geologist studied the layered claystones in the outcrop.
ژئولوژیست مورچههای رسی لایهای در تکهای از خاکریزی را مطالعه کرد.
erosion has significantly weathered the claystones over time.
فرارسی در طول زمان به طور قابل توجهی مورچههای رسی را خوردگی کرده است.
the ancient claystones contained fossilized plant remains.
مورچههای رسی باستانی با باقیمانده گیاهان فسیلی پر شده بودند.
we found several shale and claystones during the survey.
در طی بررسیها ما چندین مورچهی رسی و شیل پیدا کردیم.
the claystones formed in a low-energy depositional environment.
مورچههای رسی در محیط رسوبی با انرژی پایین تشکیل شدند.
the core samples revealed fine-grained claystones.
نمونههای هستهای نشان دادند که مورچههای رسی با دانههای ریز هستند.
the presence of claystones indicates a lacustrine setting.
وجود مورچههای رسی نشان دهنده محیطی لکسترین است.
the claystones were rich in iron and aluminum oxides.
مورچههای رسی از نظر اکسیدهای آهن و الومینیوم غنی بودند.
we analyzed the claystones for their mineral composition.
ما از مورچههای رسی برای ترکیب مواد معدنی آنها تحلیل کردیم.
the claystones exhibited a characteristic fissility.
مورچههای رسی ویژگی خاصی از شکستپذیری نشان دادند.
the reservoir quality of the claystones is generally poor.
کیفیت مخزن مورچههای رسی به طور کلی ضعیف است.
the claystones are often associated with mudstone formations.
مورچههای رسی اغلب با تشکیلات گلسنگ مرتبط هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید