cleanroom

[ایالات متحده]/ˈkliːnruːm/
[بریتانیا]/ˈkliːnruːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک محیط کنترل شده با سطوح پایین آلاینده‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

cleanroom standards

استانداردهای اتاق تمیز

cleanroom environment

محیط اتاق تمیز

cleanroom equipment

تجهیزات اتاق تمیز

cleanroom design

طراحی اتاق تمیز

cleanroom procedures

روش‌های اتاق تمیز

cleanroom training

آموزش اتاق تمیز

cleanroom classification

طبقه بندی اتاق تمیز

cleanroom gowning

پوشش اتاق تمیز

cleanroom maintenance

نگهداری اتاق تمیز

cleanroom protocols

پروتکل‌های اتاق تمیز

جملات نمونه

the cleanroom must be maintained at a specific temperature.

اتاق تمیز باید در دمای مشخصی نگهداری شود.

workers must wear special suits in the cleanroom.

کارگران باید لباس‌های مخصوصی در اتاق تمیز بپوشند.

regular cleaning is essential for the cleanroom environment.

تمیز کردن منظم برای محیط اتاق تمیز ضروری است.

the cleanroom is designed to minimize contamination.

اتاق تمیز برای به حداقل رساندن آلودگی طراحی شده است.

air filters are crucial in maintaining cleanroom standards.

فیلترهای هوا برای حفظ استانداردهای اتاق تمیز بسیار مهم هستند.

all equipment in the cleanroom must be sanitized regularly.

تمام تجهیزات موجود در اتاق تمیز باید به طور منظم ضدعفونی شوند.

training is required for anyone working in the cleanroom.

برای هر کسی که در اتاق تمیز کار می کند، آموزش مورد نیاز است.

the cleanroom is equipped with advanced monitoring systems.

اتاق تمیز مجهز به سیستم های نظارت پیشرفته است.

strict protocols are followed in the cleanroom to ensure safety.

برای اطمینان از ایمنی، پروتکل های سختگیرانه در اتاق تمیز رعایت می شود.

cleanroom technology is vital for semiconductor manufacturing.

فناوری اتاق تمیز برای تولید نیمه رساناها حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید