clipboard

[ایالات متحده]/'klɪpbɔːd/
[بریتانیا]/'klɪpbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخته‌ای برای نگهداری کاغذها با گیره، که برای نوشتن یا طراحی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

save to clipboard

ذخیره در کلیپ‌بورد

clipboard manager

مدیریت کلیپ‌بورد

جملات نمونه

people clutching clipboards bustled about.

افرادی که گیره‌های مقوا در دست داشتند، به سرعت در حال رفت و آمد بودند.

he took the clipboard and scribbled something illegible.

او گیره را برداشت و چیزی غیرقابل خواندن نوشت.

-gclipboard is cuts the board server based on bonobo, it defined newly has cut the board standard (draft), for instance savored (flavors), IDL connection, development use API.

-gclipboard سرور تخته را بر اساس بونوبو برش می‌دهد، به تازگی تعریف شده است که استاندارد تخته (پیش‌نویس) را برش داده است، به عنوان مثال، مزه‌های (طعم‌ها)، اتصال IDL، استفاده از API توسعه.

She held a clipboard while taking notes during the meeting.

او در حالی که یادداشت‌برداری می‌کرد، گیره را در دست داشت.

The nurse carried a clipboard with the patient's medical history.

پرستار گیره‌ای با سابقه پزشکی بیمار حمل کرد.

The clipboard fell to the ground and the papers scattered everywhere.

گیره روی زمین افتاد و کاغذها همه جا پخش شدند.

He checked off each item on the checklist on his clipboard.

او هر مورد را در لیست بررسی روی گیره خود علامت زد.

The coach used a clipboard to draw up plays for the team.

مربی از گیره برای طراحی بازی برای تیم استفاده کرد.

The clipboard is a handy tool for keeping important documents organized.

گیره ابزاری مناسب برای نگهداری اسناد مهم به صورت منظم است.

The teacher walked around the classroom with a clipboard to monitor student progress.

معلم با گیره‌ای برای نظارت بر پیشرفت دانش‌آموزان در کلاس قدم زد.

I always keep a pen attached to my clipboard for convenience.

من همیشه به دلیل راحتی، یک قلم به گیره خود وصل می‌کنم.

The clipboard is a must-have tool for anyone who needs to take notes on the go.

گیره ابزاری ضروری برای هر کسی است که نیاز دارد در حال حرکت یادداشت‌برداری کند.

She used a clipboard to keep track of the inventory in the warehouse.

او از گیره‌ای برای پیگیری موجودی در انبار استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید