cleaning cloths
پارچه های تمیز کننده
soft cloths
پارچه های نرم
dusting cloths
پارچه های گردگیری
microfiber cloths
پارچه های میکروفایبر
wiping cloths
پارچه های پاک کننده
folded cloths
پارچه های تا شده
used cloths
پارچه های استفاده شده
drying cloths
پارچه های خشک کن
cloths scattered
پارچه های پخش شده
new cloths
پارچه های جدید
she carefully folded the soft cloths.
او پارچههای نرم را با دقت تا کرد.
we used cloths to clean the dusty furniture.
ما از پارچهها برای تمیز کردن مبلمان پر گرد و غبار استفاده کردیم.
the kitchen was spotless after wiping with cloths.
آشپزخانه بعد از تمیز کردن با پارچهها کاملاً تمیز بود.
he brought several cloths for polishing the car.
او چندین پارچه برای واکس زدن ماشین آورد.
microfiber cloths are great for removing smudges.
پارچههای میکروفایبر برای پاک کردن لکهها عالی هستند.
she packed cloths for the baby's bath.
او پارچههای حمام نوزاد را بستهبندی کرد.
old cloths can be repurposed into cleaning rags.
میتوان پارچههای قدیمی را دوباره به پارچههای تمیزکننده تبدیل کرد.
the artist used cloths to protect the floor.
هنرمند از پارچهها برای محافظت از کف استفاده کرد.
he soaked the cloths in soapy water.
او پارچهها را در آب صابونی خیس کرد.
she hung the wet cloths on the line to dry.
او پارچههای خیس را برای خشک شدن روی طناب آویزان کرد.
they sold fine cloths at the market.
آنها پارچههای خوب را در بازار میفروختند.
cleaning cloths
پارچه های تمیز کننده
soft cloths
پارچه های نرم
dusting cloths
پارچه های گردگیری
microfiber cloths
پارچه های میکروفایبر
wiping cloths
پارچه های پاک کننده
folded cloths
پارچه های تا شده
used cloths
پارچه های استفاده شده
drying cloths
پارچه های خشک کن
cloths scattered
پارچه های پخش شده
new cloths
پارچه های جدید
she carefully folded the soft cloths.
او پارچههای نرم را با دقت تا کرد.
we used cloths to clean the dusty furniture.
ما از پارچهها برای تمیز کردن مبلمان پر گرد و غبار استفاده کردیم.
the kitchen was spotless after wiping with cloths.
آشپزخانه بعد از تمیز کردن با پارچهها کاملاً تمیز بود.
he brought several cloths for polishing the car.
او چندین پارچه برای واکس زدن ماشین آورد.
microfiber cloths are great for removing smudges.
پارچههای میکروفایبر برای پاک کردن لکهها عالی هستند.
she packed cloths for the baby's bath.
او پارچههای حمام نوزاد را بستهبندی کرد.
old cloths can be repurposed into cleaning rags.
میتوان پارچههای قدیمی را دوباره به پارچههای تمیزکننده تبدیل کرد.
the artist used cloths to protect the floor.
هنرمند از پارچهها برای محافظت از کف استفاده کرد.
he soaked the cloths in soapy water.
او پارچهها را در آب صابونی خیس کرد.
she hung the wet cloths on the line to dry.
او پارچههای خیس را برای خشک شدن روی طناب آویزان کرد.
they sold fine cloths at the market.
آنها پارچههای خوب را در بازار میفروختند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید