cloths

[ایالات متحده]/[klɒθs]/
[بریتانیا]/[klɒθs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. pl. لباس‌ها؛ تکه‌های پارچه
v. با پارچه پوشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

cleaning cloths

پارچه های تمیز کننده

soft cloths

پارچه های نرم

dusting cloths

پارچه های گردگیری

microfiber cloths

پارچه های میکروفایبر

wiping cloths

پارچه های پاک کننده

folded cloths

پارچه های تا شده

used cloths

پارچه های استفاده شده

drying cloths

پارچه های خشک کن

cloths scattered

پارچه های پخش شده

new cloths

پارچه های جدید

جملات نمونه

she carefully folded the soft cloths.

او پارچه‌های نرم را با دقت تا کرد.

we used cloths to clean the dusty furniture.

ما از پارچه‌ها برای تمیز کردن مبلمان پر گرد و غبار استفاده کردیم.

the kitchen was spotless after wiping with cloths.

آشپزخانه بعد از تمیز کردن با پارچه‌ها کاملاً تمیز بود.

he brought several cloths for polishing the car.

او چندین پارچه برای واکس زدن ماشین آورد.

microfiber cloths are great for removing smudges.

پارچه‌های میکروفایبر برای پاک کردن لکه‌ها عالی هستند.

she packed cloths for the baby's bath.

او پارچه‌های حمام نوزاد را بسته‌بندی کرد.

old cloths can be repurposed into cleaning rags.

می‌توان پارچه‌های قدیمی را دوباره به پارچه‌های تمیزکننده تبدیل کرد.

the artist used cloths to protect the floor.

هنرمند از پارچه‌ها برای محافظت از کف استفاده کرد.

he soaked the cloths in soapy water.

او پارچه‌ها را در آب صابونی خیس کرد.

she hung the wet cloths on the line to dry.

او پارچه‌های خیس را برای خشک شدن روی طناب آویزان کرد.

they sold fine cloths at the market.

آنها پارچه‌های خوب را در بازار می‌فروختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید