cock fight
نبرد خروسها
cock-a-doodle-doo
کاککاودلدو
cocktail
کوکتل
test cock
خروس آزمایشی
fighting cock
خروس جنگی
cock up
اشتباه
water cock
همهکاره
the cock of a hat.
کلاه آن
The cock is crowing.
خروس در حال قاروق کردن است.
the cock of the school
برتر مدرسه
Ye Olde Cock Tavern.
تیرخانه قدیمی خروس
a knowing cock of the eye
نگاهی دانا به چشم
The cock is the harbinger of dawn.
خروس مژدهدهنده سپیده سحر است.
The cock crows in the farmyard.
خروس در حیاط مزرعه قاروق میکند.
we've made a total cock-up of it.
ما یک فاجعه کامل از آن ساختهایم.
Excuse me, cock, ...
ببخشید، خروس، ...
Young cocks love no coops.
خروسهای جوان عاشق لانه نیستند.
The crow of the cock is a harbinger of dawn.
قاروق خروس مژدهدهنده سپیده سحر است.
the party cocked up the Euro-elections.
حزب انتخابات اروپا را خراب کرد.
he spent a lifetime cocking a snook at the art world.
او یک عمر را با تمسخر دنیای هنر گذراند.
The hunter cocked his rifle.
شکارچی سلاح خود را مسلح کرد.
The tiger's tail cocked up.
دم ببر به سمت بالا خم شد.
cocked an eyebrow in response to a silly question.
در پاسخ به یک سؤال احمقانه، ابروی خود را بالا انداخت.
cocked the bat before swinging at the pitch.
قبل از ضربه زدن به توپ، چوب بیسبال را آماده کرد.
She cocked her hat at a jaunty angle.
او کلاه خود را با زاویهای شادانه کج کرد.
cock fight
نبرد خروسها
cock-a-doodle-doo
کاککاودلدو
cocktail
کوکتل
test cock
خروس آزمایشی
fighting cock
خروس جنگی
cock up
اشتباه
water cock
همهکاره
the cock of a hat.
کلاه آن
The cock is crowing.
خروس در حال قاروق کردن است.
the cock of the school
برتر مدرسه
Ye Olde Cock Tavern.
تیرخانه قدیمی خروس
a knowing cock of the eye
نگاهی دانا به چشم
The cock is the harbinger of dawn.
خروس مژدهدهنده سپیده سحر است.
The cock crows in the farmyard.
خروس در حیاط مزرعه قاروق میکند.
we've made a total cock-up of it.
ما یک فاجعه کامل از آن ساختهایم.
Excuse me, cock, ...
ببخشید، خروس، ...
Young cocks love no coops.
خروسهای جوان عاشق لانه نیستند.
The crow of the cock is a harbinger of dawn.
قاروق خروس مژدهدهنده سپیده سحر است.
the party cocked up the Euro-elections.
حزب انتخابات اروپا را خراب کرد.
he spent a lifetime cocking a snook at the art world.
او یک عمر را با تمسخر دنیای هنر گذراند.
The hunter cocked his rifle.
شکارچی سلاح خود را مسلح کرد.
The tiger's tail cocked up.
دم ببر به سمت بالا خم شد.
cocked an eyebrow in response to a silly question.
در پاسخ به یک سؤال احمقانه، ابروی خود را بالا انداخت.
cocked the bat before swinging at the pitch.
قبل از ضربه زدن به توپ، چوب بیسبال را آماده کرد.
She cocked her hat at a jaunty angle.
او کلاه خود را با زاویهای شادانه کج کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید