cognitivism

[ایالات متحده]/ˈkɒɡnɪtɪvɪzəm/
[بریتانیا]/ˈkɑːɡnɪtɪvɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نظریه‌ای که بر فرایندهای ذهنی مانند ادراک، حافظه و حل مسئله تأکید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

cognitivism theory

تئوری شناختی

cognitivism approach

رویکرد شناختی

cognitivism perspective

دیدگاه شناختی

cognitivism model

مدل شناختی

cognitivism research

تحقیقات شناختی

cognitivism principles

اصول شناختی

cognitivism techniques

تکنیک‌های شناختی

cognitivism methods

روش‌های شناختی

cognitivism framework

چارچوب شناختی

cognitivism strategies

استراتژی‌های شناختی

جملات نمونه

cognitivism emphasizes the role of mental processes in learning.

شناخت‌گرایی بر نقش فرآیندهای ذهنی در یادگیری تاکید می‌کند.

many educators adopt cognitivism as a framework for teaching.

بسیاری از معلمان از شناختی‌گرایی به عنوان چارچوبی برای آموزش استفاده می‌کنند.

cognitivism contrasts with behaviorism in its approach to learning.

شناخت‌گرایی در رویکرد خود به یادگیری با رفتارگرایی تفاوت دارد.

understanding cognitivism can improve instructional design.

درک شناختی‌گرایی می‌تواند طراحی آموزشی را بهبود بخشد.

cognitivism suggests that knowledge is constructed by the learner.

شناخت‌گرایی نشان می‌دهد که دانش توسط فراگیرنده ساخته می‌شود.

critics of cognitivism argue that it overlooks emotional factors.

منتقدان شناختی‌گرایی استدلال می‌کنند که این نظریه عوامل احساسی را نادیده می‌گیرد.

in cognitivism, prior knowledge plays a crucial role in learning.

در شناختی‌گرایی، دانش قبلی نقش مهمی در یادگیری ایفا می‌کند.

cognitivism has influenced many modern teaching strategies.

شناخت‌گرایی بر بسیاری از استراتژی‌های آموزشی مدرن تأثیر گذاشته است.

cognitivism highlights the importance of metacognition in learning.

شناخت‌گرایی بر اهمیت فراشناختی در یادگیری تاکید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید