cohabitation

[ایالات متحده]/kəu,hæbi'teiʃən/
[بریتانیا]/koˌhæbəˈteʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زندگی مشترک؛ هم‌زیستی پیش از ازدواج
Word Forms

جملات نمونه

the cessation of cohabitation of man and wife.

خاتمه هم‌نشینی مرد و زن

marriage by those that have not the gift of continency, conjugal love, and cohabitation;

ازدواج با کسانی که فضل خویشتن‌داری، عشق همسر و هم‌زیستی را ندارند;

On the contrary,it should regularize criterion,adjust and induct the connection of cohabitation,regarding it as a community between the male and female that is the exceptant of legal marriage.

در مقابل، باید معیارهای قانونی را تنظیم، تعدیل و القا کند تا ارتباط هم‌زیستی را در نظر بگیرد، و آن را به عنوان یک جامعه بین مرد و زن که استثنای ازدواج قانونی است، در نظر بگیرد.

living together in cohabitation

هم‌زیستی

cohabitation as a couple

هم‌زیستی به عنوان یک زوج

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید