collie

[ایالات متحده]/'kɔli/
[بریتانیا]/ˈkɑli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالی - نژادی از سگ که از اسکاتلند منشا گرفته و عمدتاً برای دامداری گوسفند استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعcollies

عبارات و ترکیب‌ها

border collie

بوردر كولي

جملات نمونه

the collie snuffled around his boots.

کلای سگ پاهای او را بو کرد.

Often called the world's premiere sheepherding dogs, Border Collies are renowned for their ability to move sheep in a silent and controlled manner, all at the will of their masters.

اغلب به عنوان برترین سگ‌های گوسفندبان جهان شناخته می‌شوند، Border Collies به دلیل توانایی‌شان در جابجایی گوسفندان به روشی ساکت و کنترل‌شده، تحت اراده صاحبانشان مشهور هستند.

The collie herded the sheep into the pen.

کلای گوسفندان را به داخل حصار جمع کرد.

The collie is known for its intelligence and loyalty.

کلای به دلیل هوش و وفاداری‌اش شناخته شده است.

She adopted a beautiful collie from the shelter.

او یک کلای زیبا را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

The collie's coat was soft and shiny.

پوشش کلای نرم و براق بود.

The collie wagged its tail happily.

کلای با خوشحالی دم خود را تکان داد.

The collie responded well to training.

کلای به خوبی به آموزش پاسخ داد.

The collie is a popular choice for families with children.

کلای یک انتخاب محبوب برای خانواده‌هایی با فرزندان است.

The collie's gentle nature makes it a great companion.

طبع آرام کلای آن را به یک همراه عالی تبدیل می‌کند.

The collie's herding instinct is strong.

غریزه گله‌داری کلای قوی است.

The collie breed originated in Scotland.

نژاد کلای در اسکاتلند منشا دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید