the commander-in-chief
فرمانده کل
commander-in-chief's
فرمانده کل
being commander-in-chief
فرمانده کل بودن
commander-in-chief said
فرمانده کل گفت
new commander-in-chief
فرمانده کل جدید
former commander-in-chief
فرمانده کل سابق
commander-in-chief ordered
فرمانده کل دستور داد
as commander-in-chief
به عنوان فرمانده کل
choosing commander-in-chief
انتخاب فرمانده کل
the commander-in-chief addressed the nation on television last night.
فرمانده کل نیروهای مسلح شب گذشته در تلویزیون با ملت صحبت کرد.
as commander-in-chief, he held ultimate responsibility for the mission's success.
به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح، او مسئولیت نهایی موفقیت مأموریت را بر عهده داشت.
the president serves as the commander-in-chief of the armed forces.
رئیس جمهور به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح خدمت می کند.
the commander-in-chief made a surprise visit to the troops overseas.
فرمانده کل نیروهای مسلح از سربازان مستقر در خارج از کشور بازدید غیرمنتظره ای داشت.
the commander-in-chief outlined his strategy for national security.
فرمانده کل نیروهای مسلح استراتژی خود برای امنیت ملی را تشریح کرد.
the role of commander-in-chief is a demanding and complex one.
نقش فرمانده کل نیروهای مسلح یک نقش چالش برانگیز و پیچیده است.
the commander-in-chief consulted with his advisors before making a decision.
فرمانده کل نیروهای مسلح قبل از اتخاذ تصمیم با مشاوران خود مشورت کرد.
the commander-in-chief authorized the deployment of additional troops.
فرمانده کل نیروهای مسلح اجازه اعزام نیروهای بیشتر را صادر کرد.
the commander-in-chief faced numerous challenges during his tenure.
فرمانده کل نیروهای مسلح در طول دوره تصدی خود با چالش های متعددی روبرو شد.
the commander-in-chief praised the bravery of the soldiers on the front lines.
فرمانده کل نیروهای مسلح از شجاعت سربازان در خط مقدم تقدیر کرد.
the commander-in-chief announced a new initiative to support veterans.
فرمانده کل نیروهای مسلح طرح جدیدی برای حمایت از جانبازان اعلام کرد.
the commander-in-chief
فرمانده کل
commander-in-chief's
فرمانده کل
being commander-in-chief
فرمانده کل بودن
commander-in-chief said
فرمانده کل گفت
new commander-in-chief
فرمانده کل جدید
former commander-in-chief
فرمانده کل سابق
commander-in-chief ordered
فرمانده کل دستور داد
as commander-in-chief
به عنوان فرمانده کل
choosing commander-in-chief
انتخاب فرمانده کل
the commander-in-chief addressed the nation on television last night.
فرمانده کل نیروهای مسلح شب گذشته در تلویزیون با ملت صحبت کرد.
as commander-in-chief, he held ultimate responsibility for the mission's success.
به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح، او مسئولیت نهایی موفقیت مأموریت را بر عهده داشت.
the president serves as the commander-in-chief of the armed forces.
رئیس جمهور به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح خدمت می کند.
the commander-in-chief made a surprise visit to the troops overseas.
فرمانده کل نیروهای مسلح از سربازان مستقر در خارج از کشور بازدید غیرمنتظره ای داشت.
the commander-in-chief outlined his strategy for national security.
فرمانده کل نیروهای مسلح استراتژی خود برای امنیت ملی را تشریح کرد.
the role of commander-in-chief is a demanding and complex one.
نقش فرمانده کل نیروهای مسلح یک نقش چالش برانگیز و پیچیده است.
the commander-in-chief consulted with his advisors before making a decision.
فرمانده کل نیروهای مسلح قبل از اتخاذ تصمیم با مشاوران خود مشورت کرد.
the commander-in-chief authorized the deployment of additional troops.
فرمانده کل نیروهای مسلح اجازه اعزام نیروهای بیشتر را صادر کرد.
the commander-in-chief faced numerous challenges during his tenure.
فرمانده کل نیروهای مسلح در طول دوره تصدی خود با چالش های متعددی روبرو شد.
the commander-in-chief praised the bravery of the soldiers on the front lines.
فرمانده کل نیروهای مسلح از شجاعت سربازان در خط مقدم تقدیر کرد.
the commander-in-chief announced a new initiative to support veterans.
فرمانده کل نیروهای مسلح طرح جدیدی برای حمایت از جانبازان اعلام کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید