commie

[ایالات متحده]/'kɔmi/
[بریتانیا]/ˈkɑmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو حزب کمونیست
adj. مربوط به یا وابسته به یک عضو حزب کمونیست
Word Forms
جمعcommies

جملات نمونه

I served in that quagmire and by god this Dipshit plan sucks ,plain and simple Keep these COMMIE bastards out of our business ,Clinton already gave them the ranch.

من در آن باتلاق خدمت کردم و به خدا این طرح احمقانه افتضاح است، به زبان ساده، این بدخواه های کمونیست را از امور ما دور نگه دارید، کلینتون از قبل به آنها مزرعه داده است.

He accused his opponent of being a commie.

او حریف خود را به کمونیسم متهم کرد.

The old man still holds strong commie beliefs.

آن مرد پیر هنوز باورهای قوی کمونیستی دارد.

The commie party held a rally in the city center.

حزب کمونیست در مرکز شهر یک گردهمایی برگزار کرد.

She was labeled a commie sympathizer by the media.

رسانه ها او را همدل با کمونیست ها نامیدند.

The commie regime cracked down on dissenting voices.

رژیم کمونیستی با سرکوب صدای مخالفان برخورد کرد.

Some people still fear the influence of commie ideology.

برخی از مردم هنوز از تأثیر ایدئولوژی کمونیستی می ترسند.

The commie leader made a public speech about equality.

رهبر کمونیست یک سخنرانی عمومی در مورد برابری کرد.

The commie government implemented strict control over the media.

دولت کمونیستی کنترل سختگیرانه ای بر رسانه ها اعمال کرد.

The commie party's policies were met with mixed reactions.

خط مشی های حزب کمونیست با واکنش های مختلط روبرو شد.

The commie movement gained momentum in the early 20th century.

جنبش کمونیستی در اوایل قرن بیستم قدرت گرفت.

نمونه‌های واقعی

Her baby's a weapon, off fighting the commies.

نوزادش یک سلاح است، در حال مبارزه با کمونیست‌ها.

منبع: Stranger Things

October 4, 1957. Take that, commies.

۴ اکتبر ۱۹۵۷. اینو بگیرید، کمونیست‌ها.

منبع: Encyclopedia of Trivia Facts

" Here is America's favorite commie know-it-all acting like the clueless nitwit she is..." ..

«اینجا آمریکا مورد علاقه کمونیست می‌داند که چگونه مانند نادان بی‌حس رفتار کند...»

منبع: VOA Special January 2019 Collection

Commie bastards sure know how to make a spirit. Am I right?

کمونیست‌های پست‌طبعی حتماً می‌دانند چگونه الکل درست کنند. من درست می‌گویم؟

منبع: Stranger Things

Oh, that's one pissed off commie you got on your hands there, scofield.

اوه، آن کمونیست عصبانی که در دست دارید، اسکو فیلد.

منبع: Prison Break Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید