commoners

[ایالات متحده]/ˈkɒmənəz/
[بریتانیا]/ˈkɑːmənərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد با وضعیت اجتماعی پایین تر؛ دانشجویان خود تأمین در مؤسسات مانند آکسفورد؛ افرادی با حقوق بر زمین های مشترک

عبارات و ترکیب‌ها

commoners rights

حقوق رعایا

commoners rule

حاکمیت رعایا

commoners voice

صدای رعایا

commoners class

طبقه رعایا

commoners needs

نیازهای رعایا

commoners assembly

مجمع رعایا

commoners struggle

مبارزات رعایا

commoners uprising

قیام رعایا

commoners culture

فرهنگ رعایا

جملات نمونه

the commoners gathered in the town square.

مردم عادی در میدان شهر گرد هم آمدند.

commoners often struggle to make ends meet.

مردم عادی اغلب برای تامین معاش خود تلاش می‌کنند.

the king granted privileges to the commoners.

شاه امتیازاتی به مردم عادی اعطا کرد.

commoners played a vital role in the revolution.

مردم عادی نقش مهمی در انقلاب ایفا کردند.

many commoners dream of a better life.

بسیاری از مردم عادی رویای یک زندگی بهتر را دارند.

commoners were not allowed to enter the palace.

به مردم عادی اجازه ورود به قصر داده نمی‌شد.

the festival was a celebration for the commoners.

جشنواره به افتخار مردم عادی برگزار شد.

commoners often shared tales of their hardships.

مردم عادی اغلب داستان‌های سختی‌های خود را با یکدیگر به اشتراک می‌گذاشتند.

in ancient times, commoners had few rights.

در زمان‌های قدیم، مردم عادی حقوق کمی داشتند.

the commoners united to demand justice.

مردم عادی برای درخواست عدالت متحد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید