commun

[ایالات متحده]//ˈkɒmjuːn//
[بریتانیا]//ˈkɑːmjuːn//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr.ارتباط;پیام;جامعه / گروه;ساکنان یک منطقه
n.کومان (نام فرانسوی)

جملات نمونه

the common cold affects millions of people every winter

سرماخوردگی معمولی میلیون‌ها نفر را در هر زمستان تحت تأثیر قرار می‌دهد

it is just common sense to wear a coat in cold weather

پوشیدن لباس گرم در هوای سرد فقط یک حس معمولی است

they found common ground in their love of music

آنها در عشق به موسیقی زمینه مشترکی پیدا کردند

saving money is a common goal for many families

پس‌انداز کردن پول هدف مشترک بسیاری از خانواده‌هاست

forgetting to backup files is a common mistake

فراموش کردن پشتیبان‌گیری از فایل‌ها یک اشتباه رایج است

it is common knowledge that the earth revolves around the sun

این یک دانش عمومی است که زمین به دور خورشید می‌چرخد

saying please and thank you is common courtesy

گفتن لطفاً و متشکرم یک ادب معمولی است

the two countries share a common interest in trade

دو کشور علاقه مشترکی به تجارت دارند

eating breakfast is a common habit among healthy people

خوردن صبحانه یک عادت رایج در میان افراد سالم است

water scarcity is a common problem in desert regions

کم آبی یک مشکل رایج در مناطق بیابانی است

patience is a common virtue that everyone should develop

صبر یک فضیلت مشترک است که همه باید آن را توسعه دهند

the common people demanded political reforms

مردم عادی اصلاحات سیاسی را خواستار شدند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید