complimenting

[ایالات متحده]/ˈkɒmplɪmɛntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑmplɪˌmɛntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ابراز تحسین یا ستایش

عبارات و ترکیب‌ها

complimenting others

تعریف از دیگران

complimenting skills

تعریف از مهارت‌ها

complimenting efforts

تعریف از تلاش‌ها

complimenting appearance

تعریف از ظاهر

complimenting work

تعریف از کار

complimenting achievements

تعریف از دستاوردها

complimenting performance

تعریف از عملکرد

complimenting personality

تعریف از شخصیت

complimenting style

تعریف از سبک

complimenting teamwork

تعریف از کار گروهی

جملات نمونه

she is always complimenting her friends on their accomplishments.

او همیشه دوستانش را به خاطر دستاوردهایشان تحسین می‌کند.

complimenting someone can brighten their day.

تحسین کردن کسی می‌تواند روزشان را بهتر کند.

he enjoys complimenting his coworkers for their hard work.

او از تحسین کردن همکارانش به خاطر تلاش‌هایشان لذت می‌برد.

complimenting the chef is a nice gesture after a great meal.

تحسین کردن آشپز بعد از یک غذای خوب، یک حرکت زیباست.

she received many compliments for her beautiful dress.

او به خاطر لباس زیبایش تحسین‌های زیادی دریافت کرد.

complimenting your partner can strengthen your relationship.

تحسین کردن شریک زندگی‌تان می‌تواند رابطه شما را تقویت کند.

he was complimenting her singing during the performance.

او در طول اجرا داشت آوازخوانی او را تحسین می‌کرد.

complimenting a child's efforts encourages them to try harder.

تحسین کردن تلاش‌های یک کودک، آن‌ها را تشویق می‌کند که بیشتر تلاش کنند.

she often finds herself complimenting strangers in the street.

او اغلب متوجه می‌شود که دارد غریبه‌ها را در خیابان تحسین می‌کند.

complimenting a job well done can boost morale in the workplace.

تحسین کردن یک کار خوب می‌تواند باعث افزایش روحیه در محیط کار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید