computer-savvy individuals
افراد با اطلاعات کامپیوتری
becoming computer-savvy
در حال شدن با اطلاعات کامپیوتری
highly computer-savvy
بسیار با اطلاعات کامپیوتری
computer-savvy skills
مهارتهای اطلاعات کامپیوتری
was computer-savvy
با اطلاعات کامپیوتری بود
get computer-savvy
به اطلاعات کامپیوتری برسید
quite computer-savvy
خیلی با اطلاعات کامپیوتری
being computer-savvy
بودن با اطلاعات کامپیوتری
extremely computer-savvy
بسیار با اطلاعات کامپیوتری
seem computer-savvy
به نظر میرسد با اطلاعات کامپیوتری باشد
she's incredibly computer-savvy and can fix any tech issue.
او به طور غیر معمول با کامپیوتر آشناست و میتواند هر مشکل فنی را رفع کند.
our team needs computer-savvy individuals for this project.
تیم ما برای این پروژه نیاز به افراد با آشنایی با کامپیوتر دارد.
he's a computer-savvy teenager who builds his own games.
او یک نوجوان است که با کامپیوتر آشناست و بازیهای خود را میسازد.
the company hired a computer-savvy consultant to upgrade their systems.
شرکت یک مشاور با آشنایی با کامپیوتر را استخدام کرد تا سیستمهایشان را به روز کند.
being computer-savvy is essential for many modern jobs.
بودن با آشنایی با کامپیوتر برای بسیاری از شغلهای مدرن ضروری است.
the instructor assumed the students were computer-savvy.
معلم فرض کرد دانشآموزان با کامپیوتر آشنا هستند.
we need a computer-savvy person to manage our website.
ما نیاز به یک فرد با آشنایی با کامپیوتر داریم تا وبسایت ما را مدیریت کند.
he quickly became computer-savvy after taking the online course.
پس از اخذ دوره آنلاین، او به سرعت با کامپیوتر آشنا شد.
the new software requires a computer-savvy user to operate it effectively.
نرمافزار جدید نیاز به کاربری با آشنایی با کامپیوتر دارد تا به طور مؤثر از آن استفاده کند.
she's a computer-savvy entrepreneur with a passion for technology.
او یک کارآفرین با آشنایی با کامپیوتر است که عاشق فناوری است.
the it department seeks computer-savvy staff for troubleshooting.
بخش فناوری اطلاعات به دنبال کارکنان با آشنایی با کامپیوتر برای رفع اشکال است.
computer-savvy individuals
افراد با اطلاعات کامپیوتری
becoming computer-savvy
در حال شدن با اطلاعات کامپیوتری
highly computer-savvy
بسیار با اطلاعات کامپیوتری
computer-savvy skills
مهارتهای اطلاعات کامپیوتری
was computer-savvy
با اطلاعات کامپیوتری بود
get computer-savvy
به اطلاعات کامپیوتری برسید
quite computer-savvy
خیلی با اطلاعات کامپیوتری
being computer-savvy
بودن با اطلاعات کامپیوتری
extremely computer-savvy
بسیار با اطلاعات کامپیوتری
seem computer-savvy
به نظر میرسد با اطلاعات کامپیوتری باشد
she's incredibly computer-savvy and can fix any tech issue.
او به طور غیر معمول با کامپیوتر آشناست و میتواند هر مشکل فنی را رفع کند.
our team needs computer-savvy individuals for this project.
تیم ما برای این پروژه نیاز به افراد با آشنایی با کامپیوتر دارد.
he's a computer-savvy teenager who builds his own games.
او یک نوجوان است که با کامپیوتر آشناست و بازیهای خود را میسازد.
the company hired a computer-savvy consultant to upgrade their systems.
شرکت یک مشاور با آشنایی با کامپیوتر را استخدام کرد تا سیستمهایشان را به روز کند.
being computer-savvy is essential for many modern jobs.
بودن با آشنایی با کامپیوتر برای بسیاری از شغلهای مدرن ضروری است.
the instructor assumed the students were computer-savvy.
معلم فرض کرد دانشآموزان با کامپیوتر آشنا هستند.
we need a computer-savvy person to manage our website.
ما نیاز به یک فرد با آشنایی با کامپیوتر داریم تا وبسایت ما را مدیریت کند.
he quickly became computer-savvy after taking the online course.
پس از اخذ دوره آنلاین، او به سرعت با کامپیوتر آشنا شد.
the new software requires a computer-savvy user to operate it effectively.
نرمافزار جدید نیاز به کاربری با آشنایی با کامپیوتر دارد تا به طور مؤثر از آن استفاده کند.
she's a computer-savvy entrepreneur with a passion for technology.
او یک کارآفرین با آشنایی با کامپیوتر است که عاشق فناوری است.
the it department seeks computer-savvy staff for troubleshooting.
بخش فناوری اطلاعات به دنبال کارکنان با آشنایی با کامپیوتر برای رفع اشکال است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید